خوبین؟ چه خبرا ؟!
آقا ما هی توبه کنیم هی اما جفنگ بازی دربیاره! هی ما توبه کنیم هی اما جفنگ بازی در بیاره! هی ما توبه کنیم هی اما جفنگ بازی دربیاره! هی ما....دههه! ببخشید! نوار گیر کرد
خلاصه این که ما هی توبه کنیم اما هی جفنگ بازی در بیاره!
می دونم که! یه بار دیگه تکرار کنم جفت پا میای تو صورتم!
ما هی توبه کنیم هی اما جفنگ بازی در بیاره!!
حالا اگه تونستی جفت پا بیای تو صورتم!!!
![]()
۱. یا نمی تونی بیای!
۲. اگه اومدی مانیتورت شکسته الان 
۳. من امروز احساس خوشمزگی بم دست داده ![]()
باز آمد! بوی ماه مدرسه/ بوی بازی های راه مدرسه
ببین الان بو بکش بوش میاد! بابا اون که بوی جورابته!
عمیق تر بو بکش! آهان! این یکی بوی مدرسه ست! البته می دونین که!؟!؟ این بوش خیلی هم خوب نیست! همچین بو که میکشی یاد بدبختی ها و امتحانا و دبیرا و اینا میفتی!
بازی های راه مدرسه هم که چه عرض کنم... ما با سرویس میریم میایم. 
داشتم می گفتم! همین که اما جفنگ بازی در میاره
! جدیدا" واسه یه مجله ای دوباره یه سری عکس گرفته (بلابنسبت عکس!!!) انقده این عکس ها باحالن که حد نداره! یعنی می تونن خوراک یک روز شما باشن! بدون تاریخ انقضا
! زیاد خودتونو گرم کلام شیوای من نکنین که عکس ها رو از دست میدین
بفرمایین عکس! نوش جان!:
در این عکس اما همون لباسی که تو جشنواره ی فیلم ملی بریتانیا پوشیده بود رو پوشیده بعد چون اون تورهای دور بازوش خیلی زشت بودن یه ردا پوشیده روش که بشه تحملش کرد
تازه این ردائه از اون بدتره!!! اون یارو که تو گوی کردنش رو نمی دونم کیه ![]()
در این عکس اما یه کفش پاشنه بلند پوشیده این هوا: بعد رفته رو میز هم وایساده! حالا این تفسیرش چیه؟ این اما می خواد اون کته که دست آقائه ست رو بپوشه که بره تو فاز آدم و حوا!!! رجوع شود به ۵-۶ اپ پیش ![]()
تو این عکس اما با لباس پاره پوره می خواد این مرده رو اغفال کنه! نور شیطانی اما رو میبینین؟ ![]()
![]()
این عکس خیلی جذابه! چون هرکی میبینه این فکر به ذهنش میرسه که این درخته چیه رو سر اما!؟!؟! ولی باید خدمتتون عرض کنم که این درخت نیست! هر کدوم از این عکسا که گذاشتم زیرشون اسمشون رو نوشته! اسم این عکس زیبا همچون طاووسه!!! این شاخی هم که واسه اما نصب کردن (!!) مثلا" پرهای طاووسه که باز شدن!!!
لباسش هم هرچند دامنش خیلی نازه ولی خیلی مستهـجنه ![]()
تو این عکسه اما شبیه اون تابلو سمت چپیه شده با تفاوت اینکه لباشو و چشماشو صورتی کرده!!! لباسش هم که خیلی زشته!!!! ![]()
هیچکی دنبال اما نمی کنه جز یه روح کچل زشت عینکی
:
این لباسه هیچ موردی نداره! به نظر من از همه ی این لباسهایی که تو این عکسها پوشیده بهتره! ولی وجدانی عکسش ضایعه! اولا" که اون آقاهه عجب لباس ضایعی پوشیده! دوم اینکه زشته دختر مردم بیفته دنبال پسره بگه های آقا کجا کجا!
چه برسه به اینکه پرواز کنه بره دنبالش!!!!
در اینجا واسه افزایش اعتماد به نفس به اما میگیم بابا پاریس هیـلتون!!! تو چقدر مدل خفنی هستی! بازم از این عکسا بگیر!!!
کسی خوشش نیاد من که حال می کنم باشون ![]()
![]()
با موفقیت توی یک اپ دیگه هم اما رو ضایع کردم 
۵۴ تا عکس جدید هم از شاهزاده اومده اینجا ببینید!
خبر رسیده که بخش خاک سپاری دامبلدور و نبرد هاگوارتز رو حذف کردن! فکر کنم به این ترتیب دامبلدور هم به جای به قتل رسیدن سکته قلبی می کنه ![]()
بابای ![]()
پ.ن : بچه ها من عاشق این صورتکه شدم : 
خوبین؟ چه خبرا؟
ویرایش: ببخشید که هنوز اپ نکرده هی دارم ویرایش میکنم!!! یه عکس دیدم نتونستم جلوی خودمو بگیرم. این عکس اما توی جشنواره ی فیلم ملی بریتانیاست... ۲-۳ اپ پیش در موردش نوشتم... حالا یه عکس دیدم ازش که خیلی خنده دار بود!!!! نمی دونم این پاش چرا این ریختی شده:
من امروز دوباره حس آنتی اماییم گل کرد گفتم بقیه ی عکسای اون فشـن رو براتون بیارم.
البته خبر رسیده که اما جون به جز فشـن کریستوفر کین به یه فشن ویک دیگه هم رفته
بریم اول سراغ شعر این اپ بعدش میریم سراغ کردن اما تو قوطی..
:
ببین چی کار کردی با من که دیگه نمی خوام ببینمت حتی واسه یه لحظه! واسه همیشه....
شعر نبود؟
به من چه خوب!!! تقصیر رضایاست!!! ولی در هرصورت تقدیم به اما ![]()
من یه چیزی نزدیک ۶ روز پیش داشتم با یکی از دوستای هری پاتری قدیمیم چت می کردم... بعد ازم پرسید روزه ای؟ من گفتم نه.. بعد اونم یه چیزایی بم گفت که خیلی باحال بودن!!! گفتم شما هم فیض ببرین! حرفاش راستنا!!!!
از اینجا عکسه رو ببینید!!
خب بریم سراغ عکس ها!
اما اینجا تو این دو تا عکس با دقت بسیار مشغول نگاه کردن مدل هاست! قیافه رو حال کنین! هرکی تونست بگه کدوم پا و کدوم دست ماله کیه جاییزه داره!!!
اما اینجا از یه چیزی خیلی کف کرده :
اما واتسون بیچاره لباس کم آورده دیگه! توی فشن ویویان وستوود که رفته لباس تولد ۱۸ سالگیش رو پوشیده!!!
اینم یه عکس قدیمی! اما دست در دست مجسمه با قیافه ی خنده دار:
یه عکس از بانی و دوستای جفنگش پیدا کردم که دارن می رقصن بلابنسبت
از اینجا ببینید!
یه عکس دیگه هم هست از متیو لوئیس بازیگر نقش نویل که گلاب به روتون از حمـام اومده
فکر کنم بعد از دیدن عکس حالتون به هم بخوره
از اینجا ببینید!
یه عکس قدیمی از اما با دوست پسرش تام داکر که می بینمش موهای تنم سیخ میشه از فکر اینکه خدا چقدر می تونه یه مخلوق رو انقدر بدبخت بیافرینه (!!!)! از اینجا ببینید عکسو.
راستی امروز تولد کاراکتر هرمیون گرنجره!!! میدونین من چقدررررر دوستش دارم!!! تولدش مبارک! ![]()
از همه ی بچه هایی که دارن آبجی کوچیکه رو تنها می زارن خدافظی می کنم دلم واسه همشون تنگ می شه! اگه بخوام یکی یکی ازتون خدافظی کنم هم طول می کشه هم من بغضم میگیره!! بدونین به یاد همتون میمونم و دوستون دارم. (دهه! از نوع خواهر برادریش! تو همیشه افکارت خراب بوده!!!!
) اینم اسم تک تک دوستام که بعضیاشون دارن میرن! قرمزا دارن می رن وضعیتشون قرمزه!!
ویرایش: چیزه... یعنی میگم.... همون دیگه... خب ببخشید! اسما ویرایش شدن ![]()
مهرناز (نری ما رو یادت بره آبجی!!!
)، هیلاری (رهبر ترک نت بچه ها! دلم خیلی برات تنگ میشه)، آرزو ( آبجی گلم که الان کتابشتو دستشه داره تست میزنه واسه کنکور! ایشالا هرجا دوست داری قبول شی! خیلی دوست دارم آبجی!!)، هلنا (دوست خوبی که من نسبت بهش بی معرفت بودم! دلم برات تنگ میشه)، رون (با امایی بودنش کل کل خوبی راه انداخت! دلم تنگ میشه!) ، آرین (آبجی گل خودمی!!!!!)، رضا (داداشی رضا که تو دیوونه بازی نمونه ست!! خودشم میدونه
) ، یاس ( دوست خیلی خوبی که بهش اعتماد دارم و اگه میرفت خیلی دلم تنگ میشد براش!)، هرمیون (تو که جات محفوظه!!!)، رویا (فکر نمی کنم سر بزنه ولی خیلی دوستش دارم)، هدویگ (
)، مریم (هنوز خوب نمی شناسمت! ایشالا خدافظی بعدی توضیحات بیشتر میدم
)، عزراییل (بچه مثبتی که مثل نفر بعدی منو خیلی نصیحت کرد ولی کم با هم آشنا شدیم!)، ارتش (یکی از قدیمی ترین دوستای اینترنتیم که متخصص نصیحت کردنمه و دلم براش تنگ شده!)، جینی (نسیم انقدر بی معرفته که همین که اسمش تو لیسته باید کلاشو بندازه بالا
دلم برات تنگ شده آبجی!)،اسی و دامبی (خیلی باحالین!) میرتل (هنوز آشنا نشدیم)، یکی (تو هم عینه نسیم!)، سوویت ویلیام (یکی دوبار بیشتر باهاش نحرفیدم! فقط اسمو نوشتم که باشه!)، رزا (ایشالا بچه بقل یه ۵ سال دیگه یه سر بهمون می زنه!!) ، مهرداد (خیلی همدیگه رو نشناختیم پس چیزی نمی تونم بگم!
)، آرمان (زیاد ازت تعریف نمی کنم که پررو میشی! دوستدار اماست ولی دوست خوبیه!)، آلا (خیلی دوسش دارم و دلم براش تنگ شده!)، علاف (وبشو جمع کرد رفت دیگه هم نمی بینمش!)، ۴ چشمی (تو مدرسه می بینمت!
)، محسن پایه (کم آن میشی دیگه! دلم برات تنگ شده!)، نازنین (منو تحویل نمیگیره ولی من همیشه به یادشم!)، آرش، ریموس (بی معرفت بی معرفتا)، سینا، داداش هرمیون،فری جیگر و ممل بلا (دوتاتون رو خیلی دوست دارم!!!) محسن پاتر، مبینا،ناسا و سوسکی عزیزم (این ۲ تا آخری رو انقذه دوووست دارررررررم
پارتی بازی کردم
)!!!!!
ااا چقدر طولانی شد!!
کسی جا نیفتاد؟
۱۰ نسل قبل و بعد رو نوشتم!!!![]()
برم دیگه ! الان دچاره هجوم خاطرات ۱ سال گذشته شدم
این خدافظی کردن هم چه دردسریه ها!!!
برم دیگه تا سکته نکردم!!!
بابای ![]()
خوفین؟ چه خبرا؟
امروز شعرمون رو استاتوس گرامیم می زارم که بچه ها حال کنن
:
کنار سیب و رازقی، نشسته عطر عاشقی، من از تبار خستگی، بی خبر از دلبستگی، عااااااشق نیستم بابا! ولمون کنین شما هم ![]()
امروز خیلی خیلی خوشحالم به خاطر اینکه خبر رسیده که کیتی لونگ در اوج مهربانی کمکی به اما واتسون کرده!!! یعنی تا حالا خبر نداشتی؟ خب براتون توضیح می دم. ولی بهتره دیالوگهایی که بین اونا ردوبدل شده رو بخونین:
اما: کیتی من دیگه خسته شدم! بخدا دیگه نمی تونم ادامه بدم!
کیتی: خب ادامه نده!
اما: نه دیگه! الان تو باید به من امید زندگی بدی!!!
کیتی: آهان! از اون لحاظ! پس باید بگم که....اما به خاطر طرفدارهات که شده تحمل کن
اما: باور کن تحملش سخته! تو لباس های قشنگ می پوشی ولی من چی؟ من دائما" لباسهایی که بهم می دن می پوشم و .... و هیچ کدومشون قشنگ نیستن!!!
کیتی: خب چه عیبی داره؟ از این به بعد هرچی خودت می خوای بپوش!
اما: اونایی که من می خوام مستحجــنن!!! نمی تونم بپوشم!
واقعیت اینه که مجبورم اینا رو بپوشم ولی مشکل اصلی من یه دختری به اسم چوچانگه!! توی ایران زندگی می کنه و ...
کیتی (رگ غیرتش به وضوح میزنه بیرونو داد میزنه) : چی کاااااااااااااره چچچچچووووووووووو داریییییی؟
اما: بخدا من کاریش ندارم! اون به من کار داره!
دائم به ضدمن حرف میزنه...
کیتی: هرچند باهاش موافقم... ولی می تونم کمکت کنم!
اما (اشک توی چشماش حلقه می زنه) : چطوری؟ چند ساعت دیگه فشـن کریستوفر کین برگزار میشه و من این لباس رو پوشیدم!
کیتی : خب من از بچگی به کیتی فداکار (یه چیزی تو مایه های دهقان فداکار) معروفم! کمکت می کنم!
(توضیح نقال : صحنه ی زیر رو اسلوموشن تصور کنین
)
اما به سمت کیتی می دود خود را در آغوش او می اندازد... او را غرق در بوسه می کند... کیتی با ترحم به اما نگاه می کند... کیتی لباس های خود را درمیاورد... به دور یک چوب میپیچد و آتش می زند... اااا.... اشتباه شد! دهقان فداکار شد! داشتم می گفتم : کیتی با ترحم به اما نگاه می کند... اما لباس خود را درمیاورد...کیتی لباس خود را در میاورد.... اااا یه آقایی از اینجا ردشد! خب اونجا که با ترحم نگاه می کنه تو رختکن باشن بهتره! بقیش : کیتی لباس خود را در میاورد لباس اما را می پوشد... لباس برایش گشاد است ولی سخن نمی گوید.... اما لباس کیتی را می پوشد... او شاد است و سرافراز.... کیتی اشق شوک...نه یعنی اشک شوقش سرازیر می شود... هردو دست در دست هم به خیابان قدم می گذارند.... و به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می کنند...![]()
![]()
نتیجه میشه این :
اما این شکلی میشه! | کیتی این شکلی میشه!
البته اما رفته فشن کریستوفر کین و بانی و کیتی رفتن فشن اشلی ایشم
خب هنوز عکس های زیادی ازشون منتشر نشده! اگه باز هم عکس اومد فردا پس فردا دوباره اپ می کنم
تنها عکس هایی که الان اومدن رو براتون می زارم .
بانی رایت تو این عکسه در منتهی الیه سمت چپ پشت اون خانم عینیکیه قایم شده!!![]()
تو این عکسه میشه کیتی، صورت بانی و ۲ پا و ۲ دست از یه خانومه یی رو دید !![]()
اما باز فکر کرده ملت بلابنسبت شما احمقن! اما با صورت گچ مالی شده
: از اینجا ببینین!
وای بچه ها امروز یههویی یادم اومد که 7 روز دیگه میریم مدرسه! بدبختی روز به روز نزدیک تر میشه!!!
سوسکی جووووونم (
) منو به یه بازی دعوت کرده... به شدت مزخرفه ولی خوب بازی می کنم ببینم چی میشه ![]()
۷ تا اسم دختر که دوست دارم :
۱. مریم ( باهیچ کدومتون نیستم !به خودتون نگیرین ![]()
)
۲. الیکا
۳. آنیتا
۴. ماریسا
۵. غزاله
۶. هلیا
۷. شیرین
7 اسم پسر که دوست دارم :
۱. آریا
۲. متین
۳. کوروش
۴. فربد
۵. Chase (چیس)
۶. نیما
۷. رهام (Roham) (این اسم فارسیه ها!
)
۷ تا حیوون که دوست دارم:
۱. ببر
۲. سنجاب
۳. زرافه
۴. طوطی
۵. گربه
۶. جوجه تیغی ![]()
۷. خرگوش!
همین دیگه ! دنبال چی می گردی؟؟!
امروز دلم خواست همش چرت و پرت بنویسم![]()
بابای
خوبین؟ چه خبرا؟
باید بگم که بچه ها گفتن صلح کنیم و داستان کش دار این کل کل سر این دختره ضایع رو تمومش کنیم که ارتش رولینگ شرط گذاشتن واسه صلح!!!! (انگار که من چه راضی به صلح بودم) گفتن که باید اپ آنتی امایی نکنی دیگه! که من شرمنده ی حضورشون و حضورتون و حضورمون هستم و نمی تونم قبول کنم این شرطو! پس به کل کل ادامه می دیم. منم یه شعر دیگه نوشتم و الان مینویسمش اینجا!
البته قبلش یه عکس بزارم دلتون شاد شه
این زیر هستش .
این عکسه باحالیش اینه که ایوانا لینچ شبیه برج پیزا شده
وقتی خواستن عکس بگیرن یه بادی وزیده و ایوانا رو کج کرده! بپا نیوفتی عزیزم
:
قرار بود بی توهین دیس بازی کنیم ولی خودتون شروع کردین! حالا که من قراره جنبه داشته باشم پس هرجور دوست داشته باشم شعر می نویسم.
توهینای کوچولو که کسی رو ناراحت نمی کنه
:
قبل از همه چیز سلام به بکس گلم
بعدشم علیک به دشمنای اسکولم
داستان از اونجا شروع شد که رون کلوچه
فهمید اما واسه ما گربه ها بچه موشه
شروع کرد به دیس دادنو ولی
کار به جایی ختم نشد جز یکمی (yekami)
این شد که منم دادم یه دیس بکی
بکس هم اومدن پشتم یکی یکی
داش رضا و مهرناز خوب رپ کردن
اونا با رپشون اما رو مضحک کردن!
اومد جلو اون رون خیلی تنها
ولی دید که نداره قدرت کل با ما
پس 2 تا جوجه رو کرد اجیر خودش
تا یه وقت چیزی نره از جیب خودش
مهرناز دلسوزی کرد واسشون بعدش
زود به ما گفت اون خیلی رک حرفش
گفت ما آتش بس کنیم از هرنظر
حتی نداد به بنده فرصت نظر
اونا فکر کردن بکس ما رنگ پریده شدن!
آره از ترس اونا جلوشون سرخمیده شدن!
ولی کور خوندین! (ریتمو عوض کن
)
نشدیم جدا ما از آنتی امایی!
چون قیافه ی اون هست ضدزیبایی!
باید برسونم یه چیزی رو من به گوشت
که هیچ وقتی هم نرسیده حتی به هوشت:
پاک شده ویروس اما از وجودم
آره واسه همینم آنتی اما سرودم
من تو راه ضد اون بودن خیلی لجوجم
پس تو هم پشت در بمون تا وقت خروجم!
آهنگساز ؟!؟!...... چوچانگه دیگه دختر!! ![]()
![]()
![]()
![]()
زشت بودنش جرم نیست که... من اما رو بخشیدم... ![]()
خوبین؟ چه خبرا؟
امروز شعر نداریم چون اپمون همش شعره!!! زود به زود اپ می کنم شک نکنید بم! جریان داره! اول واسه اینکه از همه چی سر در بیارین برین اینجا! امروز اومدم یکی رو دیس کنم. ![]()
رون کلوچه شما واسه ما شکلاتی ![]()
(چه لاتی شد!!!) الان می خوام دیست کنم بپا یه وقت بشقاب نشی . ![]()
اصولا" این اپ رو فقط واسه این دارم می کنم که هویت اما رو دوباره معلوم کنم و عذرخواهی رون رو پس بگیرم!!! شعر رو مثل خود رون با عکس شروع می کنم.فقط قیافه ش رو این زیر نگاه کنین ببینین به نوشته های من با چه ترسی نگاه می کنه!!! ![]()

تو کتاب هم آب رون و چو تو یه جوب نمی رفت!!!!
اما جونم کجایی؟
الهی هیچ وقت نیایی!
تو دشمن ماهایی :
ققنوس پرطلایی!
وبلاگ من و تنهایی!
آرزو آنتی امایی!
منم چوچانگ ایرانی!
ما گروه ۴ تایی!
شدیم آنتی امایی!
ضد تو حرف می زدیم
خوبی هاتو خط می زدیم
عکسات میشن هویدا
پیش همه ی بچه ها
با جمله های ما ۴ تا
توصیف میشن تصویرا
تا شاد بشن بکس ما
جمله ها از ته قلب بودن
خنده ها بی غش و غل بودن
عکسات همه ضایع بودن!
خوراک خندیدن بودن!
آمار وبامون رفته بالا!
چونکه شدیم آنتی اما!
حرفا همه راست بودن
چون ویژه و خاص بودن!
آن چه از عقل برآید!
بر دل مردم خوش آید!
شعار ساختیم کارستون:
مرگ بر اما واتسون!

اینم یه پیغام واسه رون شکمو :
دیگه شاخ نشی برای من
این هست واست دیگه غدقن!
پرچم بالااااااااااسسسست! بیا! بیا! ![]()

![]()

![]()

![]()

قربون همگی
بابای
![]()
خوبین؟ چه خبرا؟
سریال های خنک ماه رمضون رو نگاه می کنین؟! به نظر من روز حسرت از بزنگاه هم خنده دار تره!! مثلا" یکی از قسمت های باحالش اینه که نرجس خانوم قربون معده ی گنجیشکی عروسش می ره در حالی که گنجیشک معده ش ۸ قسمته!!! ![]()
دیدین گفتم!! من اگه ۲-۳ روز اپ آنتی امایی نکنم. اما واتسون خودش ۱۰ تا عکس میگیره دستش میاد دم در خونمون میگه چو جونم بیا با این عکس ها یه اپ آنتی من (!!!!) کن! خلاصه اینکه اما رفته تو جشنواره ی فیلم ملی بریتانیا شرکت کرده و یه چندتا عکس باحال دوباره نصیب من شد که باش اپ کنم.
اما واتسون یه ضایع بازی در آورده در حد...ااااا... شعرو ننوشتم. ![]()
![]()
از تو کینه ای نیست نه/ من کینه ای نیستم/ از تو نفرت دارم/ از همیشه بیشتر ![]()
![]()
اینا واسه تو ننوشتما...
تقدیم به عزیز ترین فرد توی زندگیم که اپ هام بی اون بی معنی بودن.... اما واتسون.![]()
![]()
![]()
داشتم می گفتم. اما واتسون یه ضایع بازی در آورده در حد تیم ملــــــــــّــــــــی!!!
یه داستانی داشت سر لباسش که آخرایه اپ تعریف می کنم.
اول بریم سراغ عکس های معمولی... بعدشم عکس هایی که هر سایتی منتشرشون نکرده... ![]()
![]()
!
(لینکا توی همین صفحه باز میشن پس واسه راحتی خودتون توی صفحه ی جدید بازشون کنید.
)
اما : اااا. اینکه عکس کیتی لونگه.... تو واقعا" فکر کردی من انقدر خوشگلم؟؟؟ ![]()
![]()
اما : یکی بیاد با من دست بده... به لباسم نگاه نکنین... پرده نیستم... بخدا اما واتسونم...![]()
![]()
توضیح نداره!! قیافه ش خنده داره دیگه!!!
حالا اگه خنده ت هم نگرفت همین جوری الکی بزن زیر خنده هم من ضایع نشم هم تو ! ![]()
خانمه که اما رو گرفته: خانوم واتسون بیا برو دیگه! بقیه مهمونا هم می خوان از روی فرش قرمز رد بشن!! اما : نه! من هیچ جا نمیرم. می خوام برم پیش طرفدارهام.... هیچ وقت این همه آدم یه جا ندیده بودم!! خانومه : ندید بدید! یا با زبونه خوش می ری یا .... (این داستان ادامه دارد...)![]()
اینم یه عکس از سر تا کف پای اما واتسون
نکته ی جالب اینه که کیف اما واتسون دسته نداره... یه طناب بهش وصله که طنابه رو تاب داده دور انگشتاش
:
حالا بریم سراغ سورپرایز اصلی. اما واتسون جزو کسایی نبوده که جاییزه برنده میشه!! اما یکی از افرادی بوده که جاییزه رو اهدا می کنه. و وقتی که اما رفته روی سن براش حوادث غیرمترقبه پیش میاد.
زیپ لباسش از پشت پاره میشه و لباسش میفته.... چقدر خوشحال شدین..... لباسش نیفتاد.... پشتش یکم فروریز کرد.... انقدر هیجان زده شدی عکسش رو هم پیدا کردم براتون آوردم. روی عکس کلیک کنید که سایز بزرگش رو ببینید:
بعد از اینجا هم اما جون می خواسته بره پیش دوستاش پارتی بزن و برقص!
۱. اونجا با این کفشا نمی شده برقصه.
۲. با لباس پاره که آدم نمیره پیش دوستاش
۳. کلا" با این لباسش کی تحویلش میگیره؟ ![]()
بنابراین خانوم واتسون اول با یه کت مشکی میره تو یه اتاقی :
بعدش وقتی میاد بیرون با یه دامن کوتاه و کت بلند و بوت کوتاه میاد بیرون! این جوری:
همین دیگه. ![]()
بعدشم می بینم که هیچ کدومتون جرات نکردین درباره ی عکس اما و داداش جونش توضیح بنویسین جزm.j.p جونم!!!
اینم جاییزه ت : ![]()
![]()
![]()
![]()
قربون همگی
بابای ![]()
خوبین؟ چه خبرا؟
انقدر اسرار کردین مجبور شدم بیام دوباره اپ کنم.
اول بریم سراغ شعر این هفته. به جای [...] بوق بزنین.
آهنگ یه مشت سرباز
:
می خوام برن دستا [...] [...]تر ، [....] بالاست تا [....]، یه مشت سرباز [...] باهامن، که هر کدوم واس خودشون [....]ها دارن ![]()
من از وقتی برنامه ی شوک رو دیدم متحول شدم و فهمیدم این کلمات چقدر زشت و بی ادبانه هستن.
به قول نازی جون عدد شیطانی 666 به 021 انتقال یافت.
2 تا صحنه از این مستند (!!!) خیلی باحال بودن. اولی اونجا که یارو گفت میرن تو پارتی قرص می خورن. می دونی اسم قرصاش چیه؟؟؟ اکس. بعد فاز می گیرن. می دونی فازش چه جوریه؟ هد می زنن ایدس ایدس ![]()
اون یکی هم بش می گه دستات کو؟ دستاتو چرا نشون نمی دی؟
پسره باید بش می گفت با پاکناز پاکشون کردم.
وجدانی شب های برره می ذاشت ما انقدر نمی خندیدم که به شوک خندیدیم. ![]()
خب اول از همه چیز یه عکس جدید از بانی رایت ببینید دلتون شاد شه. از اینجا ببینیدش. خودش خوشگله، اداهای قشنگ هم به صورتش میاد. ![]()
اینجا هم یه عکس دیگه هست. ولی این از ایوانا لینچه. به این شکل: ![]()
ولی متاسفانه عکس جدید از اما واتسون نداریم.
پس فردا یعنی 9 سپتامبر می خواد توی جشنواره ی فیلم ملی بریتانیا شرکت کنه. یه چند تا عکس گیر میارم سوژه می کنیم می خندیم بش ![]()
حالا واسه اینکه دلتون نشکنه یه چندتا عکس آوردم.
نمی دونم یادتون هست یا نه! پارسال پوستر فیلم 5 منتشر شد بعد اعلام کردن این پوستر اصلی نیست و دو روز بعد همون عکس رو با یه تغییرات جزئی به عنوان پوستر رسمی منتشر کردند. این عکس تفاوت اما واتسون توی این 2 تا پوستره.
سایت های خارجی آنتی اما، گفتن کلا" پوستر رو به خاطر اما تغییر دادن
آخه اما لباسش مبتذل افتاده تو این عکسه. ![]()
گریه نکن. برات شکلات هم میخرم. چقدر زشته!!!! ![]()
عکس اما و برادرش رو قبلا" براتون گذاشته بودم.
حالا صحنه ی بعدی عکس رو ببینین. هرکی تفصیر بهتری از این صحنه بگه جاییزه داره.
اینم عکس.
دست دست دست!! شله! شله! کف مرتب!!! اما هم داره دست می زنه
چقدر خوشگل شده. ![]()
خبر هم اینکه:
۱. امروز تولد هاگ میچل بازیگر کالین کریویه. تولدش مبارک!
۲. دیگه اینکه دامبلدور ارزشمندترین معلم از نظر مجله ی EW شد.
۳. چندتا عکس هم از دنیل اومده که ترجیح می دادم نذارمشون تو وبم. ولی از اینجا ببینیدشون.
۴. الک هاپکینز نقش اسنیپ جوان رو توی فیلم شش بازی کرده.
۵. یه عکس جدید از فیلم شاهزاده ی دورگه منتشر شده که می تونید از اینجا ببینیدش.
۶. دنیل و روپرت و اما مصاحبه ی جدیدی درباره ی فیلم داشتند که در اون راجع به صحنه های عاشقانه صحبت کردند. دنیل بین حرف ها گفته من وقتی روپرت و جسی کیو همدیگه رو می بوسیدن سر صحنه نبودم و رفته بودم خونه. و خیلی از این بابت ناراحته به خاطر اینکه به نظرش اون صحنه خیلی خنده دار بوده. ازش پرسیدن که به نظرت فیلم برداری فیلمی که توش صحنه های عاشقانه باشه خوبه یا نه؟ اونم گفته همه ی مردم صحنه های عاشقانه رو بیشتر دوست دارن ولی من ترجیح میدم در یک غار یک قدمی مرگ وایساده باشم تا اینکه صحنه ی عاشقانه بازی کنم. این برام آسون تره.
روپرت و اما هم بسی چرت و پرت گفتن که حوصله ندارم بنویسمشون.
البته یه تیکه از اما پرسیده که اولین بوسه ی خودتو در فیلم ۷ خواهی داشت نظرت چیه راجع بهش؟ گفته مطمئنم خوب از آب در نمیاد ولی از دن و بانی پرسیدم گفتن که بعد از یک بار خسته کننده میشه. ![]()
روو رو برم. ![]()
راستی امسال من از اول مهر نمی رم مدرسه. ![]()
![]()
از دوم مهر می رم. آخه اول مهر تعطیله.
چه لوس. ![]()
بابای ![]()
خوبین؟ چه خبرا؟
من الان خیلی خوشحالم ![]()
ولی نمیشه شعر ننویسم که
. شعر این هفته :
آفرین، صدآفرین، هزار و سیصد آفرین، فرشته ی روی زمین، یواش برو نخوری زمین، از پله های زیرزمین، زیرزمینش موش داره، هزارتا خرگوش داره !!!
حالا این شعر رو تقدیم می کنم به دنیل رادکلیف به خاطر موضوع اپ امروزمون. ![]()
قبل از همه چیز جواب نظرها رو می دم:
۱. هیلاری جون یه سر برو وب آرین ببین چی گفتم.
من کادومو از تو می خوام.
در ضمن به خاطر وب من بعضیا سکته کردن. از خواب پریدن که طبیعیه عزیزم. ![]()
۲. دامبلدور خیلی آدم باحالی هستی. داره ازت خوشم میاد. ![]()
۳. ارتش جون خوشحال میشم اگه اما به خاطر من هم که شده این کارو بکنه. ![]()
۴. با آرزو که قهرم
وبشو باز بسته!!!!
۵.
خوبین؟چه خبرا؟
عنوانو حال کردی؟ ضایع نکن! بخند به عنوانم. ۵ دقیقه روش فکر کردم. ![]()
بعد از اینکه همتون یکی یه بار از دوری من سکته زدید (!!!) خانواده رو راضی کردم که به خاطر طرفدارهای عزیزم هم که شده از تهران به وطن برگردم که آمار تلفات و کشته مرده ها رو کاهش بدم می تونید به زندگی عادی برگردید چون من برگشتم!!!!!!!!!!!
و اپ می کنم پس هستم! ![]()
شعر این هفته رو هم به این مناسبت به خواننده های جفنگ سپردیم. شعر این هفته:
من دوباره اومدم با بمبه شادی/ بیا به جا غم هامون گل بکاریم
خب دیگه زیاد هیجان زده نشین که بخش بعدی رو هم رونمایی کنم.
به داستان غم انگیز من توجه کنین:
من وقتی برگشتم می خواستم توبه کنم که دیگه دست به این کارهای زشت و بی ادبانه نزنم.
ولی تقصیر اما بود. روزی که برگشتم یه عالمه عکس ضایع از اما واتسون توی مجله ی ایتالیایی وگو و یک سری عکس های زشت دیگه ازش منتشر شد. من نمی خواستم این کارو بکنم... من اشتباهی بودم...!
ولی خب حالا دیگه اتفاقیه که افتاده و من مجبورم این اپ رو آنتی امایی کنم!
یه راست بریم سراغ این عکس ها که دلتون شاد شه. توضیح بالای هر عکسه و لینک عکس ها توی همین پیج باز می شه. واسه راحتی خودتون Open link in new tab یا window بکنید.
خودت بی ادبی
این عکس رو نمی تونم درک کنم.... توی وان حموم خالی داره چی کار می کنه؟؟؟ اگه حموم می کنه پس آبش کو؟
اگه می خواد در آینده حموم کنه پس این زر و زیورا چیه؟؟؟ اینا رو با توجه به این می گم که درب اتاق بازه!
قباحت داره....!
لباش هم انقدر سیاه کرده انگار مواد مصرف می کنه. 
من نمی دونم این که سرش اون وره چه جوری می خواد چنگ بزنه ؟! حالا بزار یه جوک هم بگم. توی سایت اما واتسون فنز یکی درباره ی این عکس نوشته بود چه کفش های قشنگی!
کفش ها رو از کجا دیده بود طرف من نمی دونم!!!!
نه به این لباسش نه به عروسکش! لاک سیاه هم که زده دیگه اساسا" =
اون طرف عکس هم که یه گلدون گذاشته رو سرش انگار...![]()
فکر کنم یه پمپ هوا وصل کردن به آستین های لباسش هی بادش کردن که این ریختی شده.. ![]()
فکر کنم چشمای پسره رو بستن. وگرنه اگه قیافه ی اما رو می دید عمرا" حاضر می شد باهاش عکس بگیره...
بالا تنه ی لباسش هم که.... استغفرالله.... بریم سراغ عکسای بعدی
( البته این عکس قابل تحمل ترین عکس بودااا!)
حیف این گلها نبود که اما بشینه روشون؟؟؟ با اون لباس مسخره ش! اولش گفتم هایدی در مزرعه بعد دیدم بیشتر شبیه مادربزرگ هایدی شده!!!! عکس سمت راستی قابل تحمله... ![]()
روبان لباسش رو نگاه کن![]()
![]()
![]()
![]()
موهاشو!!! ![]()
![]()
![]()
نه که خیلی خوشمزه ست رفته رو میز وایساده که بیان بخورنش!!!
این گارسونه هم داره براش توضیح میده که از خر شیطون - منظورم سر میز بود - بیا پایین! 
الان براتون توضیح میدم. این صحنه مذهبیه! میگی نه؟ نیگا کن. اما اینجا داره صحنه ی دعوای زن و شوهری آدم و حوا رو شرح می ده. اون پشت آدم قهر کرده داره میره خونه مامانش... اینجا هم حوا داره فکر می کنه.... دلیل آدم و حوا بودنشون هم لباس اماست.
یه مشت گندم و چوب و پوست حیوون پیچیده دوره خودش که جریان عکس اولی پیش نیاد... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
این یکی عکس به خاطر اینکه لباسش مدلیه که خودم خیلی دوست دارم هیچی نمیگم ![]()
عکس های جدیدی هم منتشر شده از اما واتسون در حال شنا و اما واتسون بعد از شنا کردن با بیـــکینی در کنار یه فرد میانسال! یکی از عکس ها رو اینجا و اون یکی رو اینجا ببینید. این یکی هم عکس اما واتسون با همون آقا میانساله ست (!!) البته توی یه جای دیگه! ولی این جور که توی سایت های انگلیسی نوشتن این آقا به اما شنا کردن یاد میده فقط!
ولی خبر رسیده که اما با یکی از اون پسرهایی که توی Cartier International 2008 Polo Day دیده بود دوست شده. طرف بازیگر ایتالیاییه... 25 سالش هم هست.... ممکنه شایعه باشه ولی این جور که معلومه صاحب این عکس ها دوست پسر جدید اما واتسونه:

حالا بریم سراغ چندتا خبر:
1. چشممون روشن! شنیدم تازگی ها دن کلی از بانی رایت تعریف کرده گفته خیلی خوش گذشت و من از روابط جینی و هری خوشم میاد! زشته زشته!
2. یه عکس جدید منتشر شده از هری و جینی و رون که می تونید اینجا ببینید.
3. من نبودم دنیا سرازیر شد! فیلم 6 رو هم که گفتن میره واسه تابستون سال دیگه. یعنی 8 ماه دیرتر از وقتی که قرار بود اکران شه.
4. عرضم به حضورتون که بنابر تقویم روزشمار هری پاتر توی این ماهی که میاد هم تولد چوچانگه هم تولد سدریک دیگوریه! تولدشون مبارک!! هورررااااا!
دیگه حوصله ندارم. بستونه!
بابای ![]()
![]()
پ.ن: جاتون خالی پتوی هری پاتر هم دیدم تهران که بودم. تیراژه طبقه ی همکف... هیجان زده شدی می تونی بری بخریش ![]()
































