تبليغاتX
HarryPotter-2007
هری پاتر برای همیشه
زشته ... زشته ..... زشته

سلام

خوبین؟ چه خبرا؟

ببخشید که خون همه رو به جوش آوردم . امتحان داشتم دیگه . ولی عوضش تو خیلی تغییر کردی ها ! فکر کنم قد کشیدی .

واقعا" نمی دونم چی بگم .... ناراحتم .... عصبانی ام ..... استرس دارم ..... آیم سارری فور مای سلف ! ( نگران نشین برام جو زبان گرفتتم. )

یادتون میاد که گفتم توی وبلاگ VFD به اسم کارملیتا کار می کنم. هان؟؟ گفتم شاید بعد از یک قرن یادتون رفته باشه ! به جان شما پشیمون شدم از اینکه رفتم اونجا . روزهای اول ورودم که یکی از نویسنده ها با تمام وجود از من استقبال کرد و من رو مشعوف ساخت !! ( کلا" جمله رو معکوس کنید ) بعدشم حالا که دیگه هیچی ! اوضاع وبلاگ به هم ریخته . الیویا صحنه رو خالی کرده ( نکنه میخواد ما بریم وسط برقصیم؟؟؟ ) همه با هم دعوا دارن می کنن. مدیر سایت داره با نویسنده های قدیمی برخورد میکنه . البته برخورد فیزیکی نه ها ! برخورد شیمیایی !!!!

خلاصه اینکه دعواها تو این وب شروع شده .... از کی تا حالا؟؟؟ از وقتی کارملیتا اومده !
غیر از اون یکی از نویسنده های همون وب برای من یه نظر تند گذاشته که ناراحت شدم.
خب این شد قسمت اول احساسم یعنی اینکه عصبانیم و ناراحتم.

حالا بگو چرا استرس دارم ؟ چون شنبه امتحان ریاضی دارم . بنزین هم که سهمیه بندی شده . ( یکی بیاد بگه به تو چه؟ )

اااااااااااااا . راستی یادم رفت اینو بگم. هر چند الان اکثرا" می دونند ولی میگم که من نویسنده ی وبلاگ هری پاتر ۲۰۰۰ شدم .
بدبختیها شروع شده و امروز امتحان
ادبیات داشتم . التماس دعا واسه ریاضی.

به قول این صداسیمایی ها : در راستای پیشبرد اهداف متعالی و عدالت خواهی و به کار گیری پتانسیل های موجود به اعم اخبار توجه فرمایید  :

1. بانی رایت بی ادب !!!!!! پخ بشی الهی ! خجالت بکش ! زشته ... زشته .... زشته ! این حرفا از شما بعیده خانوم . بعیده . پس فردا می بینی یه بلایی سر دنیل میاره. الله اکبر . چه ذوقی کرده . نچ نچ نچ نچ . سر از پا نمیشناسه بعد می گه : “حدس میزنم رابطه ما در آخر بیشتر از رابطه چو و هری باشه، اما به خاطر داشته باشید که در آخر کتاب شش، هری و من نمیتونیم با همدیگه باشیم. صحنه رابطه های make-out (رابطه سـکــــ؟؟؟ســـی) ما باید خیلی جالب باشه. ولی این فقط فیلم هست! امیدوارم مردم فقط ازش لذت ببرن و زیاد حسودی نکنند.”   این فقط فیلم هست ؟؟؟ نه بابا؟ راحت باش ! بفرما ! کم مونده فکر کنی فیلم نیست . دیگه اون موقع چی به بار میاد . شکوه خانوم ! شکوه خانوم ! بگیرید منو الان می رم بانی رو میکیلم !!!!!

۲. کاراکتر های رسمی حذف شده هم گفته شد که گونت ها ، هپزيبا اسميت و نخست وزیر مشنگ ها از جمله ی اون ها هستند. من واقعا" نمی دونم جریان جان پیچ ها رو می خوان چی کار کنن. لابد برای یادگاران مرگ هم جریان یادگارها رو حذف می کنن بعد می خوان راجع به جان پیچ ها حرف بزنند. مسخره ست !

۳. "مجددا از محتویات وب سایت ما در صدا و سیمای جمهوری اسلامی بر علیه هری پاتر استفاده شد. امشب در اخبار ساعت 20:30 از شبکه منحوس دو ویدیوهای انتشار کتاب شش (با زیر نویس فارسی ما!) به همراه پشت صحنه زندانی آزکابان و ویدیوهایی دیگر برای کوبیدن هری پاتر استفاده شد. در ضمن عکس های انتشار کتاب هفتم هری پاتر که توسط ما گرفته شده بود هم نشان داده شد.
پیش از این مجله “همشهری خانواده” عکس های اختصاصی ما را از مراسم مذکور دزدیده بود.
در آخر این گزارش خبری با نمایش “ادامه دارد” ویدیوی انتشار کتاب شش منظور خود را رساندند." این متن عینا" از وب سایت دیمنتور برداشته شده . که باعث تاسفه !

۴. پاتربان ۳ هم اومد . حتمآ از سایت دمنتور برش دارید.

حوصلهندارمبراتونخبربزنمدیگهبسهمگهنه؟  ( چی نوشتم؟؟ اگه گفتی؟ )

ههههه ! چشمات درد نگرفت این همه متنو خودنی اونم با این رنگ؟؟ وای خدا . چرا من مردم آزارم ؟؟؟ بیخیال اونو .

دیگه زیادی مزاحمم شدید !
کاری چیزی ندارم نگران نباش ! .... ای بابا ! انقدر اصرار نکن . خب باشه حالا که انــــــــــــــــــــقدر اصرار داری برو سرکوچه
۲ کیلو پیاز واس مامانم بخر. کفشام رو واکس بزن . برام یه بلیت بخر به لندن می خوام برم پیش دن . ببرم چشم پزشک . جورابام رو بشور. یا قالب واسه وبلاگم پیدا کن . دیگه ... همین ! نه بخدا تعارف نمی کنم . همین کارها رو بکنی کافیه

زود برگردی ها . واسه شام پس فردا منتظرتم ! یه نون و بوقلمونی با هم می خوریم مهمون تو !!

 

بای بای

 

|+| جادو شده توسط جادوگر خفن چوچانگ در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 و ساعت 19:52 |