چطوری؟ خوبی ؟ خوش می گذره؟
چی کار می کنی با کارنامه ی خوشکلت!؟
چیکار می کنی با کنکور؟
با وضع جامعه؟ با بدبختیا...آخی بمیرم برات مادر...چقدر دل مشغولی داری...
هیچکی ندونه من که می دونم اگه کنکورتو بد بدی به خاطر انتخابات بوده..
.همه ش تقصیره رئیس جمهوره...بیچاره گناهی نداره ها! می خواد اون هاله ی نورشو رو به مملکت بتابونه...ولی یکی نیست بش بگه کسی تحمل این همه روشنایی نداره!!!
در این میان تصمیم گرفتم که به اما یه نامه بدم:
اما جان، فدام بشی، سلام!![]()
امیدوارم هرجای ایران که هستی خوب و خوش و سلامت باشی. ولی خب چه کنم که هیچ جای ایران نیستی
می دونم که تو هم با اون عقل ناقصت از مشکلات کشور ما باخبر شدی، کیه که ندونه!
بگذریم...زیاد خوشحال نشو که چرا بهت نامه دادم...گفتم یه نامه ای بنویسم محض طلب کمک! محموت جونو که همه میشناسن...از اونجایی که تو کالیفورینا( که توش اسپانیایی حرف می زنن) مردم محموت رو میشناسن احتمال دادم تو هم بشناسی...خلاصه! این آقا محموت ما یه آدم گلیه عینهو خودت!(مدارکش هم موجوده!
)انقدر گله...تازه دلت بسوزه اون نور هم ازش ساطع میشه!
من و گروه آنتی امایی (شعبه ی ایران!) به این فکر افتادیم که یه قراردادی با تو ببندیم
اگه تو بیای دست این محموت ما رو بگیری و با خودت ببری لندن نقش گریگوری گویل رو هم بهش بدی بازی کنه ما به مدت دو ماه دست از سر کچل تو بر میداریم
دیگه تصمیم با خودته...بین خوش بختی تا آخر عمر در کنار همسری طناز (!!!) و مسخره شدن تا آخر عمر توسط دخترانی طناز (!!!) یکی رو انتخاب کن![]()
دقت کن که از قدیم گفتن چی؟ کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز!!!![]()
انا لله و انا علیه راجعون
گودبای![]()
دیگه زیادی بامزه شدم! ![]()
بریم سر کار همیشگیمون!![]()
این شما و این هم اما!!!!!!!!!!![]()
اااا نه! قرار بود یه چیزی بگم...حیف شد دیگه...الان حسش نمیاد توضیح بدم...قرار بود بگم که من چرا دیگه هری پاتر دوست ندارم به اضافه ی اینکه بگم چرا توایلایت دوست دارم و یکم تبلیغ توایلایت رو بکنم
حالا باشه بعد![]()
شبیه صورتک موکن شدی
باشه بابا...نکش خودتو...بیا... اینم عکسهای اما
:
رولینگ: من خیلی خوشحالم که این جایزه رو به من دادین...
اما: به ویژه که جاییزه رو از دست من گرفتی!!!![]()
قیافه رو ![]()
یکی دو دور دیگه هم تاب میدادی شالگردنو دور گردنت! این جوری بری بیرون سردت میشه ها![]()
چه غلطی کردی که این شکلی شدی؟به نظر میاد یه گندی زدی
(یکی از طرفدارهای اما به شوخی روی گردن اما نوشته : Be Emma! )
اما با لحن پسرخاله: نون بیگیرمممم!؟
این از کشفیات خودمه که در حین آپ کردن متوجهش شدم ![]()
اما جان!! تیک عصبی داری!؟؟!![]()
الان مثلا" تو شبیه راهبه ها شدی!؟ اوا ببخشید...فکر کردم از دیوونه خونه که داشتی فرار می کردی این عکسو ازت گرفتن...آخه دیدم دستبندتم هنوز دستته...![]()
زبونشو![]()
چه ذوقی کرده بچه![]()
من و آرین با دیدن این عکس به این نتیجه رسیدیم که اما از گروه دالتونای کارتون لوک خوش شانس فرار کرده
در ضمن اما جان پیشنهاد میکنم یه چند تا کیف و موبایل و چیز میز دیگه هم بگیری دستت دیگه توپ میشه![]()
اما جون می دونی که...تو شاد باشی ما هم شاد میشیم...از خنده ت ما هم می خندیم
بس که گوگولی میخندی!
و سورپرایز اصلی این اپ برای مهرناز و بقیه ی بچه ها که عکس اما و دوست پـسر جدیدش رو ندیدن
:
اما واتسون قشنگ من قرمز پوشیده( بر وزن عروسک قشنگ من
) بیچاره هرکاری می کنه این پسرا نگاش نمی کنن
آخیییی. چه غم انگیز! اشکم در اومد![]()
![]()
و بالاخره عکسهای جنجالی امروز! این ۲ تا عکس، عکسای جدید اما در لباس خیلی جالبین که در سایت های خارجی به اسم "لباس شجاعانه ی اما واتسون" معروف شده! احتمال میدم طراحی لباس کار خودش باشه!
به ادامه ی اخبار توجه کنید
:
چه تیپی زده
کفشای سیندرلا رو پوشیده
به نظر شما اما چه مشکلی با شال گردن بستن داره!؟![]()
شرمنده
اگه کسی کنجکاوه می تونه عکس رو با دقت نگاه کنه![]()
![]()
اخی....بچم خوابش میاد...ولی لازم نیست واسه خمیازه کشیدن انقدر دماغتو چین بدی عزیزم![]()
پوستر شاهزاده ی دورگه ی هرمیون:

چه گردبند جالبی دارن ایشون![]()
خاله بازی خوش می گذره؟![]()
ببین چه ذوقی می کنه طرفداراشو میبینه![]()
اما: بچه های توی خونه! خاله اما میگه آ آ! این کار بده!
(یه چی تو مایه های عمو قناد!)
اما در حال بوس فرستادن واسه یکی (احتمالا" مذکر
)
وای که تو چقدر خیرخواهی![]()
من هی میگم اینجا بچه داریم گوش نمیده این اما! شما خودتون چشماتون رو ببندین:
نکنه منظورش اینه که منو باید واسه یه نقش توی توایلایت انتخاب میکردین؟![]()
کلاااااغ! پر ![]()
زشته...زشته![]()
صحنه های بد بد بوده تو خیابون احتمالا" آقاشون چشاشو گرفته که چیزی نبینه![]()
ووووووییییییی!!!! اما در حال انجام حرکات دفاع شخصی فکر کنم![]()
خب دیگه...خسته شدم![]()
برین خونه هاتون!
کاری باری؟![]()
بابای![]()
خوبین؟ چه خبرا؟
آخییی. باورت نمی شه اپ کردم؟؟ این منم! خودمما! چوئما! آره دیگه. فقط زیاد حوصله ی حرف زدن - زر زدن - ندارم. یه راست میرم یکم سر به سر اما میزارم. فقط اومدم بگم منتظره یه اپه خوب حوالی ۶-۷ خرداد باشید! اگر هم این مدت اپ نکردم خداییش اوایلش افسرده بودم...بعدش که خوب شدم سرم شلوغ بود...بعد باز افسرده شدم (اینبار طولانی تر بود) بعد دیگه حالا که حالم خوب شد امتحان داشتیم
دست قضا رو میبینی مادر؟ همه می خوان شما ادب بشید...دوری از منو تحمل کنید..خواست خداست فرزندم...گوش جان بسپار (اوهو!)...خب دیگه زیاد صحبت نکنیم بریم که اما منتظره. فقط اینو یادتون باشه که اگه یه روزی اتفاقی واسه وبلاگ من افتاد..اگه یه روزی...
اگه یه روزی وبم هک شد یا اینکه اسمشو نبر اومد تعطیلش کرد
در اون روز...در اون روز من وصیت می کنم
من وصیت می کنم که اما رو به قتل برسونین...چون تعطیلی وب من گردن اونه
عکس های اونه که یه روزی کار دست من میده
وگرنه می دونید که من چه بچه ی خوبیم
(
)
راستی فعلا" در همین حد بدونین که من دیگه هری پاتر دوست ندارم و چسبیدم به Twilight تا بقیشو بعدا" بگم![]()
وایییی یه لنگ هم بگیر اون دستت تو شب دهم ۲ بهت یه نقش میدیم
:
اگه دامن بلنده که بلنده...اگه هم کوتاهه که کوتاهه...این دیگه چه شکلشه؟؟![]()
![]()
اما داره به داداشش سوژه های مناسبو نشون میده : اون دختره رو نگاه کن..برو یا سلام علیکی بکن..نگی داداشه اما هستماا...دختره در میره...همینجوری آروم آروم پیش برو...من اگه می خواستم مثل تو دست رو دست بزارم که الان وضعم این نبود...![]()
اما واتسون و دوست پسر جدید شفیقش:
خجالتم نمی کشه...از خودت خجالت نمی کشی از موی سفید داستین هافمن خجالت بکش...![]()
هنوز 2 ثانیه از جمله ی قبلیم نگذشته...بازم خجالت بکش! موش بدبختو بیخیال شو دیگه! ما اینجا بچه ی کوچیک داریم میاد عکساتو نگاه می کنه...زشته این کارا...![]()
تیریپت منو کشته:
اگه اینو دوست نداری بریم تو فاز بندری
(به عبارتی اما باید برقصه از دنیل نترسه)
اما : آره عزیزم...الان انقدر دور من شلوغه...دارم از شلوغی سرگیجه میگیرم خواهر...الان 4 تا پسر دارن منو دعوت می کنن شام...یکی داره این دستمو می بوسه...اون یکی داره به زور حلقه می زاره اون یکی دستم...اون یکی داره کف کفشامو لیس می زنه...این یکی هم که دیوونم کرد از بس بگه دوست دارم...![]()
خب دیگه...کاری باری؟؟؟
سعی می کنم بیام نظرا رو جواب بدم.![]()
ایشالا امتحاناتونو خوب بدین
(هه هه هه! من که 5م امتحانام تموم میشن
)
قربون همگی!
بابای![]()
![]()
پ.ن: تولد راب جونم 18th may بووووددد!!! تفلدش مبارک! (اهم..رابرت پتینسونو میگم
)
پ.ن2: تولد یاس جونم هم همون روز تولد راب بوووووددد. تفلدش بیشتر مبارک![]()
خوبین؟ چه خبرا؟
آقا حالمون به هم خورد از این پیامک(فارسی را پاس بداریم)های لوس و بی مزه و تکراریه عید:
سلام. بی اجازت دفتر سفید ۳۶۵ برگت رو دادم به خدا...
(ادامه نده حالم بد شد)
با آرزوی ۱۲ ماه شادی....
(تا تهشو خوندم...اه اه اه...خز و خیل بازی...)
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد...
(خداییش ۴ نفر اینو واسم فرستادن!!)
دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزو می کنم
(آفرین سوسکی جان! این خوب بود
آره دیگه...پارتی بازی می کنیم...سوسکی هرچی بگه گوهره (اوهو!)
)
گوشی برعکس کردن هم که دیگه لوس شده![]()
بوی باران بوی سبزه بوی خاک...
(شاخه های شسته باران خورده پاک...دیگه تا آخرش رو حفظم...)
خلاصه....این همه اس ام اس مزخرف و آف مزخرف برام فرستادن ولی یکیشون اونی نبود که باید می بود. اهکی! حالا تبریک سال نوی من رو حال کنین:
سال نو رو به همه ی دوستای گلم (به ویژه بکس آنتی امایی گل) تبریک میگم و براتون سالی پرکار و سرشار از عکس های اما واتسون آرزو می کنم! من همیشه آرزومنده شادی شما بوده و هستم(به جمله ی قبل مراجعه شود
)
شعری که در این رابطه خدمتتون عرض می کنم : باز عید و بهاره...عجب حالی داره والا...زمونه قر میاره...عجب قری داره والا!![]()
خب..چه خبرا؟ ۴شنبه سوری خوش گذشت؟ کشته مرده نداشتیم؟ دست و پای قطع شده؟ چشم کور شده؟ دماغ سوخته؟ هیچی نبود؟ باشه...عیبی نداره...۴شنبه سوری سال بعد جبران می کنیم![]()
حالا میریم سراغ تولد مبارکی ها! تولد دو تا از بهترین دوست ها و آبجی های دنیا توی چند روز اخیر بوده!
اول از همه آبجی مهرناز عزیزم که خیلی خیلی دوستش دارم! در این میان ابیاتی از سروده های منصور رو برای مهرناز جون تلاوت میکنیم:
می خوام دلت شاد باشه (گروه کر:خدا کنه..خدا کنه
)...دل خوشیات زیاد باشه(گروه کر:خدا کنه..خدا کنه!)...خدا کنه کنار من...زندگی اونجوری که دلت می خواد باشه...خدا رو شکر که گرفتم سروسامون...فقط عشقه تو قلب هردوتامون...اا..نه...بیت آخر اضافی بود![]()
نبینم که باز نشستی...منتظره چی هستی؟ تو جشن تولــدت..باید پاشی برقصی...مهرناز باید برقصه...از معلمش نترسه...۶ و ۸یاش بیان وسط سریع...اگه اینو دوست نداری میریم تو فازه بندری...حالا همگی بیاین وسط وسط...ببینم جسد جسد دخترها رو...بکنین قفل درها رو...![]()
خوب...بسته دیگه عزیزم...زیادیت میشه گلم
بعد سال دیگه مثل دادلی میگی پارسال بیشتر بهم کادو دادی![]()
آی لاو یو مهرناز
(تولد مهرناز جونم روز ۱ فروردین بود...دلم برات می سوزه مهرناز جون...حقت رو ضایع نمی کنن؟ عیدی و کادو تولد رو جدا جدا گرفتی یا یکیش کردن؟
)
و حالا میریم سراغ کسی که همین امروز تولدشه! یه آبجی گل دیگه که خیلی خیلی دوسش دارم...فکر کردی منصور فقط واسه مهرناز شعر میگه...نخیر...در پی اینکه من گفتم که امیدوارم این اپ نظر زیاد داشته باشه منصور همزمان جواب من و تو رو با هم داد. به ابیاتی پند از کلام المنصور توجه می کنیم
:
یه وقت نگی زیاده انتظارم....آخه عاشقمو توقع دارم(عشق من به اما منظوره)...من آسون که به دستت نیاوردم(منظور با توئه سپیده جونم
)...واسه داشتن تو یه عمری مردم(
)
همه رقصیدن جز روشن مهر(از مهرناز یاد گرفتم
)! برقص بابا...خجالت نکش...مگه چیه؟ نون بیارم؟
ببخشید...تاثیر برنامه های نوروزی بود![]()
اوه اوه اوه...فوت شدن همسر امام خمینی رو تسلیت می گم...ایشون زن خوبی بودند و به ۳ زبان زنده ی دنیا تسلط داشتن
(به من چه خوب...برنامه می زارن که بگن خدا بیامرزتش این جملهه رو هم وسطش می گن..خب الگو می گیرم دیگه
)
من برای اینکه به اما نشون بدم آمریکا هیچ غلطی نمی تونه بکنه در ایام عید هم دست از سر کچلش بر نمی دارم و چند تا عکس فوق العاده زیبا از اما براتون می زارم
:
خرگوش کوچولو! چقدر ناز شدی اما جونم! یه لحظه دیدم نشناختم...فکر کردم خرگوشی!
اما : وای خاک عالم! این پسره چقدر خوش تیپه! یکی آمارشو واسم بگیره...
فکر کنم اینجا داشته بندری می رقصیده...چه موجی داده به بدنش![]()
اما...تو که می دونی من با دیدنت شوق عشق در وجودم شعله می زنه (اوهو!)..پس به من بگو ای عشق من....لباسو از مامان بزرگت گرفتی یا از تو آشغالی پیداش کردی؟![]()
خب دیگه...خیلی زیاد شد...ولی این ۳ عکس آخر رو حتما" ببینید...واقعین بابا! فوتوشاپی نیستن...اونجایی که عکسا رو زده بود نوشته بود عکاس کیه...من یادم نیست![]()
دوستان عقده ای شدم!
نظر بدین!
سر بزنین!
چقدر میرین مسافرت!
خوب نرین!
بازدید وب من کم میشه!
مسافرت اصلا" چیز خوبی نیست!
واسه پوست هم ضرر داره![]()
بابای!![]()
سلام
خوبین!؟ چه خبرا؟
آخی! چقدر دلتون واسه اپهای من تنگ شده بود. چقدر دلتون واسه احوال پرسی هام، واسه آنتی امایی بازیهام، واسه خنده هام -واسه خودم- تنگ شده بود! در حقیقت این منم که باید معذرت بخوام که حواسم نبود که جون هزاران هزار نفر انسان تو این دنیا به من بسته است. باید زودتر می فهمیدم که زندگی بدون من واسه هیچکدومتون معنا نداره (به ویژه سوسکی
) منو ببخشین! از ته دل معذرت می خوام!
انقدر ذوق زده نشو
زیاد تو آفتاب وایسادم!
حالا راستشو بگین ببینم تلفات هم داشتیم یا نه!؟
مجروح؟ زخمی؟ دور از جون مرده!؟ نداشتیم؟
حیف شد![]()
خارج از شوخی مرسی از هیلاری و آرین و هلنا و مهرناز و بقیه ی بچه ها که یادم بودن!
دختر گل به اینا میگنا
(اینا همه قصد ادامه تحصیل دارن!!
(منهای مهرناز
)این جوری نگاشون نکنین غیرتی میشم!!!
)
خب راستش توضیح دلیل غیبت طولانیم خودش خیلی طولانیه و من چون می دونم شما بعد از شنیدن طولانی بودن چیزای طولانی طولی نمی کشه که طول و عرض من رو یکی کنین، نمیگم چرا غیبت کردم
(دوباره نخون! فایده نداره! آخرش نمی فهمی چی نوشتم
)
حالا چون اصرار می کنین میگم
اولش اسباب کشی داشتیم بعد که اومدیم این خونه برای مدتی تلفون نداشتیم بعد که تلفون وصل شد یه مدت اومدم نت ولی اپ نکردم بعدش یه سر رفتیم تهران کامپیوتر رو هم با خودمون بردیم انداختیمش تو خونه ی تهران
بعد اومدیم اینجا ۳ روز بعد کامپیوتر جدید خریدیم
بعدشم دیگه یه مدت درگیر زندگی بودم..خلاصه حالا دیگه اومدم خدمتتون اپ کردم
همین جوری هم باید خوشحال باشی...کلاهتو بنداز بالا حرف هم نزن![]()
تازه در غیابم با کمک دوستان شعر هم سرودم![]()
![]()
:
ما معروف میشیم با آنتی امایی / تا تو خیابون را بریم با صد تا فراری
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
معده ات رو نگیر فایده نداره![]()
![]()
![]()
![]()
خلاصه این که چوچانگ چایی چو چین چالایی یوکا امایی!
کوفت
نخند
برو زبون خودتونو مسخره کن
مگه خودت خواهر مادر نداری![]()
زیرنویس فارسی : چوچانگ باز میگردد و آنتی امایی را از سر میگیرد![]()
یه چیزی بگم دماغ همتون بسوزه
ما این هفته فقط ۱ روز رفتیم مدرسه
۱ شنبه و ۲ شنبه رو تعطیل بودیم
الباقی رو هم که دستشون درد نکنه تعطیل کردن
در این بین مزه ش اینه که ما ۳ تا از امتحانامون لغو شدن![]()
به به! به به! خبرها بوی گل و عنبر می دهند! بریم بوگندوشون کنیم
(چه تیکه ی بی مزه ای انداختم
)
۱. روپرت از بوسیدن اما در یادگاران مرگ می ترسد! خب بدبخت حق داره
هر بیچاره ی دیگه ای جاش بود می ترسید
روپرت گفته مدت زیادی هست که اما رو می شناسم، با این حساب فکر کنم بد بشه! منظورش این بوده که همه رو برق میگیره ما رو چراغ نفتی![]()
۲. دن رادکلیف دختران اوباما را به لوکیشن فیلم های پاتر دعوت کرد! چشمم روشن! باز دوباره ۲ روز چشم منو دور دیدی!؟ باعث افتخار من هست که راهنمای گردشی شخصی اونها بشم؟ تو شکر خوردی! پسره ی بی چشم و رو! تازه یه نفر هم نیست که! دختران اوباما! هم قدتن یا هم هیکلت!؟ پسره ی گنده! از موی سیاهت خجالت بکش!![]()
۳. بدلکار دنیل رادکلیف سر صحنه یادگاران مرگ مصدوم شد! آرین فدای دنیل بشه! شانسو میبینی!؟ نمی شد بدلکاره اما یه بلایی سرش میومد!؟ پسره بدبخت ما با این شوک عصبی چطوری به زندگی ادامه بده؟ احتمال زیاد فلج هم می خواد بشه
!
۴. دنیل رادکلیف: پتینسون خیلی از من نازترو فریبنده تره! تو غلط کردی
البته تقریبا" دیگ به دیگ میگه قابلمه
دعواتون نشه
جفتتون خوشتیپین![]()
۵. اما واتسون: بازی در صحنه های غیراخلاقی خجالت آور است! هیشکی تو رو نشناسه من که خوب میشناسمت جری جون! البته دروغ هم نگفته ها! گفته خجالت آوره! نگفته من خجالت می کشم
ممکن هست برای اجرای قابل قبول تر نقشم در فیلم برناردو برتولوچی، مجبور شوم لباس هایم را در بیاورم! من و همه ی بچه های آنتی امایی از همین جا اعلام می کنیم که تو اگه مجبور نبودی هم لباس هاتو دربیار
لباس نپوشی بهتر از اون لباس های مسخره ایه که می پوشی
برای خوش آمد کسی هم نمی خواهم عریان بشم! این رو هم می دونیم که فقط و فقط واسه خوش آمد خودت میخوای عریان شی![]()
۶. آخرین اجرای نمایش اکوس هم تمام شد! خداروشکر! خدا خیرت بده! زنده باشی! نماز شکر بجا بیارین! بالاخره دنیل خجالت کشید! بالاخره این مصیبت هم تموم شد! (متاسفانه هم زمان با انتشار این خبر، خبر سکته ی ناگهانی آرین منتشر شد...دکترها گفتن دلیل این سکته شادی بیش از حد بوده. خوشبختانه ۲ روز بعد آرین به حالت عادی برگشت. اگه تا حالا بتون نگفته بود به خاطر تواضعشه
)
۷. اما واتسون در بفتا شرکت کرد...فقط من شک کردم این عکس هایی که منتشر شده عکس های خود اماست یا کسی داره اداشو در میاره
نمی دونستم انقدر بدسلیقه ست!
این گلها رو نگا کن رو لباسش
گل درخت باباحیوونن؟
مواظب خودتون باشین: عکس
۸. اما واتسون نسبت به صحنه بوسیدن روپرت در یادگاران نگران است! نگران یعنی چشم انتظار
تا به حال هیچ کس رو سر صحنه فیلمی نبوسیدم و این اتفاق کاملا برای من جدید هست،ظاهرا بعد از چند بار ضبط این صحنه، دیگه تکراری میشه! پس مسئله ای نیست! خودتو نگران نکن
۷-۸-۱۰ بار که بوسش کردی هم به جای این همه فیلم که بی کار بودی عقده هات رو خالی میکنی هم صحنه خوب درمیاد![]()
یکمی اما رو مسخره کنیم
:
چه خوشگل شدی امشب:
این صفحه رو باز کنید عکس های اما واتسونه تو یه کلاب
به همراه پارتنر گرامیش
تولد NASA_AKA جونم هم مبارک! ۲۱ بهمن بود![]()
تولد خواهر گلم هم 11م بود![]()
تولد داداشم هم دیروز بود![]()
هیچی دیگه![]()
آخی! هنوز دلت می خواد برات حرف بزنم!؟
خب بیخود دلت می خواد!![]()
فکم از جا کنده شد! چرت و پرت گفتن هم حدی داره![]()
قربون همگی
سعی می کنم گم و گور نشم که آرین مجبور شه دروغ شاخ دار بگه![]()
بای![]()
![]()
خوبین؟ چه خبرا؟
هه هه هه! بابا یکم از اون مانیتور فاصله بگیر چشات ضعیف میشه خونش میفته گردن من! خودمم بابا! پیدام شد دیگه..چیکار کنم خب...کلا" کم آن شدم...هر وقت هم آن شدم نتونستم بیام اپ کنم...آخه من که اپ هام ۵ دقه ای نیستن که!!
حیف که دلم نمیاد سرکار بزارمت...کاملا احساس کردم که وقتی عنوانو دیدی مشغولیات فکریت رفت بالا...عاشق شدم؟
...جوک میگی؟
نه بابا! یکم فکر کنی جریان میاد دستت....آها! آفرین...هم مهرناز فهمید هم آرین...کسی نفهمید؟؟ نبود؟؟؟
آخه من مگه جز یه نفر کی رو دارم که اینو براش بنویسم؟ اما دیگه! ![]()
بریم سراغ برنامه ی امروز!!! امروز ۲ جوره می خوام اما رو ضایع کنم...
طی مصاحبه ای که با نیمی از بچه ها کردم نظراتشون رو در مورد اما پرسیدم..خودشون هم شاهدن که من دست تو حرفاشون نبردم!!! بریم!؟ :
سوسکی:
آرزو جونم(بنیان گذار آنتی امایی):
رون شکمو ( تا جایی که یادمون میاد عاشق اما بود!):
داداشی رضا:
حالا بریم سراغ ضایع کردن اما، بعدشم چند تا چیز باحال دیگه!
چه خوشگل شدی امشب!!!:
انقدر بش گفتیم از این لباس مسخره ها نپوش دیگه زیادی متحول شده! لباساش رفتن تو مدله هنا دختری در مزرعه و این حرفا:
اما در حال اسکی!
با عرض معذرت اما داره می گه : %&$!$i@! از سر راه برو کنار!
تو که بازی بلد نیستی چرا چاخان می کنی که از بچگی میومدی اینجا؟:
اینجا واقعا" باحال افتاده...حرفی ندارم بزنم
:
جان من قیافه شو نگاه کن
:
چه لباس قشنگی! ما از این پارچه واسه گردگیری استفاده میکنیم
:
خبر جدید از اما اینکه ایشون واسه لباسی که توی national movie awards نامزد دریافت جاییزه ی 20 خوش لباس نوجوان شده
! لینکش هم بتون نمیدم که بهش رای بدین![]()
اینم یه عکس باحال از روپرت! روپرت از تو انتظار نداشتم!!!
همین دیگه...
ببخشید که خیلی وقت نیومدم و حالا هم که اومدم دست خالی اومدم!
جبران میشه!![]()
پیش ترمام شروع شدن! با آرزوی موفقیت واسه خودم ![]()
حالا واسه اینکه دلت نشکنه واسه تو هم آرزوی موفقیت می کنم!
بابای![]()
خوبین؟ چه خبرا!؟
کم کم داره از این مدل سلام کردن حالم بهم می خوره از روزی که وبلاگم رو به ثبت رسوندم اینجوری سلام می کردم
امضا شده دیگه!
چیه شعر شعر می کنی؟ خیل خوب بابا! اینم شعر... امروز می خواستم برم تو فاز خواننده سنتی و چایی قند پهلو و قلیون واسه شعرم بعد دیدم مشتری نداره... دیگه از همین آهنگ بی ادبی غیرمجازها نوشتم
:
چه خوبه همیشه ما با هم باشیم...من و تو دشمن درد و غم باشیم...چه خوبه دلامون از امید پره...غم داره از منو تو دل میبره...من با تو خوشم تو خوشی با دل من...از دست منو تو غصه ها خسته میشن!
شعرش خوشمل بود دلم نیومد یه تیکه ش رو بنویسم!![]()
قبل از همه چیز ۲ تا تولد رو تبریک می گم!
اول تولد قل خودم (
) سوسکی رو تبریک میگم! تولدت مبارک سوسکی جونم! خودش می دونه چقدر دوسش دارم![]()
تولدش ۲۱ مهر بود ولی من به مدت ۴ روز فکر کنم از روز تولدش تا ۲۵م نتم قطع بود بعدشم که گفتیم تولد که از روز گذشت چه یک روز چه ۱۰۰ روز
دیگه اینجوریا شد که خیلی دیر شد تبریک گفتنش تو وبم! جای همتون خالی تولدش خیلی خوش گذشت! (به روی خودتون نیارین! از طرف شما آخر تولد بهش تبریک گفتم...مثلا" شما بهم گفته بودین که بهش تبریک بگم!؟ مگه نه؟
اونایی که از طرفشون کادو دادم به سوسکی یادشون نره تصفیه حساب کنن![]()
![]()
![]()
)
پی نوشت : ۲۱م تولد آرمان هم بود... تولدت مبارک!
بعدشم تولد یکی از بهترین دوستهای نتیم (!!) رویا جون رو بهش تبریک میگم! البته این یکی هم الان نیستا! ۱۳ آبانه! ولی خوب با توجه به اینکه من یههو دیدی رفتم گم و گور شدم... از الان تبریک میگم که یه وقت از قلم نیفته ![]()
آقا این دبیرهای امسال ما خیلی باحالن! مدرسه هم کلا" باحال شده!
چند روز پیش روی یه کاغذ یه حدیث نوشته بودن زدن دیوار مدرسه! حدیث از پیامبر بود. این بود که آدم اگه فلان کار رو نکنه تهی و ناامید میشه! آقا ما اینو دیدیم...زنگ بعدش یکی از بچه ها زیر تهی ش خط کشیده بود
... اومدیم بریم خونه دیدیم زیر تهی نوشتن 2afm!
فرداش من فنگ انداختم یکی از دوستام رفت دور تهی با ماژیک یه قلب قرمز کشید! در این لحظه بود که جریان این حدیث تو مدرسه ترکید! زنگ بعد یکی از بچه ها زیر 2afm نوشت هیچکس و پیشرو و 012! این ها رو نوشتن همان و با خبر شدن دفتر همان و برداشتن حدیث از دیوار همان!! این بار وقتی اومدیم بریم خونه دیدم هرکی از کنار جای اون کاغذ مرحوم رد میشه میگه ااا حدیث تهی رو از دیوار کندن!!!![]()
وااییی خدا! نمی دونی چقدر قیافه ت خنده دار شده! باور کن! من از اینجا که نگاه می کنم از پشت همین مانیتور می بینم که دلت به همین ۲ روز تعطیلی خوشه!
با آرزوی قبولی آرزوهای شما درباره ی علیل و ذلیل شدن دبیرها (بلا به دور) برای ایجاد یک روز بیکاری یا لقو یک امتحان بریم سراغ مکانیزم شادسازی دل شما
! می دونم چند وقته اپ نکردم مواد (عکس) بهتون نرسیده...الان همه سرنگ به دست منتظرین! دیگه منتظرتون نمی ذارم! این شما و این هم اما:
اما = ![]()
لباسش رو نگاه کن...بی ادب! انگشترش هم که ماشالله یه ۲۰۰ کیلویی هست!:
فرهنگ هم نداره که! معلوم نیست با این پاش کجاها رفته..چاه فاضلاب...دست شویی عمومی.. خدا می دونه! پاشو گذاشته رو مبل!
emma in the jungle بر وزن george in the jungle! ![]()
پیش به سوی آب حوض خالی کردن!
خوبه...استعداد دلقک شدن رو داری...
اما در مرکز یک عکس فوتبالی :
اما جدیدا" توی پارتی مجله ی تر شرکت کرده یه لباس مزخرفی هم پوشیده که عکسش ایناها:
یه خبر هم بگم اینکه اما واتسون در لیست خوش لباسی و مد و این حرفا رتبه ی 4م رو کسب کرده اونم به خاطر لباسی که تو Diesel Rock & Roll Circus پوشیده بوده! اینم عکسه لباسش:
بسه دیگه!
منتظر یه طرح جدید و جالب از من باشید
!
بابای تا فرجی دیگر که من بیایم و حالی به شما بدهم! ![]()
![]()





























































