خوبین؟ چه خبرا؟
آخیییییی. اشکای شوقتو برم جیگر بابات
گریه نکن...بالاخره یه رفتنی یه اومدنی هم داره دیگه![]()
می دونی چی شد؟ می دونی؟ نمی دونی دیگه.
من داشتم تو نت تاب می خوردم یه دفعه تو لینکای سوسکی چشمم به یه وبی افتاد به اسم وب چو جون سوسکی
گفتم چو؟ چو؟ چه اسم آشناییی...بعد اومدم مسنجر رو باز کردم...دیدم اااا اسمم چوئه
بعد گفتم خب لابد اون بچه باحاله که این وب هری پاتر ۲۰۰۷ رو داشته خودمم
بعد نگاه کردم...گفتم که مثل اینکه من یه احساس عشقولانه ی خفیفی ته دلم داره غلغل می زنه...کلی خوشنود شدم فهمیدم وب خودمه اینجا
بعد دیدم اااااا چه باحال. من حدودا داره ۴ ماه شده که اپ نکردم![]()
بعد یکم که فک کردم....دیدم من اومدنم به اینجا بی غرض نبوده مثل اینکه. یه حسی داشتم که انگار من برای یه کاری به اینجا فرستاده شدم. و به این نتیجه رسیدم که:
ان الله انزلی لاپ هذا الوبلاگ![]()
بعد همین که تو فکر بودم که چه اپی بکنم...داشتم با سوسکی حرف می زدم...بعد یاد کودکیم افتادم...بعد گفتم یادش بخیر تو کودکی من هی دوست داشتم وب باز کنم...هنوزم عاشق همه ی وبامم...آخی....نازی...گوگولی...جیگرک...نازلی...قربونم بری...عزیزم...(دیگه بسه
). بعد گفتم راستی کی بود که من این وب رو باز کردم؟ کی بود؟ کی بود؟ بعد یه حسی بهم گفت که ۳ سال پیش یه روزی مثل امروز بود که من خر شدم و این وب رو باز کردم
بعد اپای اولیم رو خوندم کلی قهقهه زدم که دعوت می کنم شماهم این کار رو بکنین. در اوج بدبختی و ناراحتی موجب شادی روح میشه این وب من
(یعنی گل گاو زبون جلو وب من روسفیده در این حیطه
)
خلاصه اینکه اومدم و تولد وبم رو تبریک بگم و شما رو خوشحال کنم یکم بلکه بر اساس قانون جذب (اوهو) خودم هم از این طریق شادیای بدست بیارم![]()
![]()
تولد تولد تولدت مبارک
مبارک مبارک تولدت مبارک
بیا اما رو هوا کن تا صد سال زنده باشی
مبارک مبارک
مهرناز بیا وسط وسط
ببینم آرین و یکییی و رضا رو
رون؛ بیار بشون سپیده رو
جا نذاری النگواتو![]()
جا بذاری نسیم میاد...(در اینجا صدای این دیسک تکون دادنهای دیجی میاد)
اون ناز و اداها
ای جان!!!
با اما بیام یا پیکان؟
با پیکان!!!![]()
اگه اینو دوست نداری بریم تو فاز هری پاتری![]()
در این بخش از برنامه توجه شما رو به چندی از کیکهای هری پاتری جلب می کنیم:
در اینجا آرین جیغ بنفش میکشه میگه این کجاش شبیه دنیه منهههههه![]()
این هم قرار بوده شبیه این کلاهه هاگوازتز بشه بیشتر شبیه یه چیز دیگه شده![]()
خب دیگه بسه
نبینم که باز نشستی...منتظر چی هستی؟ ده پاشو برو خونتون.
نمی شه....جان تو نمیشه
اصرار نکن...تو ترکم...نمی تونم...نمی خوام
دست از سرم بردار....توبه کردم به خدا!!!
.
.
.
.
رفیق ناباب به تو میگنا. بیا این آنتی امایی.
اما دو تا عکس گرفته تو دوتاش پاهاش به شکل خنده داری نیفتادن. خلاصه من عنوان خبر رو دیدم ناراحت شدم فک کردم اما فلج شده![]()
لازم به ذکره که اما چند وقته جایی نرفته و همهش مشغول مدل شدن واسه لباسهای burburry بوده واسه همین من سوژه کم دارم![]()
بنابراین دیگه کاری باری؟
بابای
پ.ن: وب من و سوسکی و دو نفر دیگه
پ.ن۲: دلتون آب. احمدی داره میاد اهواز...امتحان ۵شنبه ی ما رو لغو کردن....۲ روز تو خونه پلاسیم![]()
خوبین؟ چه خبر؟
آدم لذت می بره این جوونا رو می بینه که با چشمای از حدقه بیرون زده دارن با خودشون میگن ااااا! پس چو نمرده! (نیشخند) بهههههههههله!! در جواب به دوستان عزیز عرض می کنم که من 31 شهریور پای خود را بر خاک پاک وطن (اهواز) قرار دادم و زندگی خود را از سر گرفتم...ولکن! آپ کردن وبلاگ شوخی بردار نیست. من که مثه بعضیا نیستم چیپ و چوپ (یعنی زرت و فرت) آپ کنم و مطالب بیهوده ای رو به عرض ملت برسونم!! (هه هه هه! به خودت نگیر! با تو نبودم!)
آره دیگه...من چون خیلی انسان پروفشنالی هستم (اوهو!) تصمیم گرفتم منتظر بمونم تا مغز مبارکم یه موضوع جیگر واسه آپ کردن کشف کنه که کرد. مسافرت رفتین؟ خوش گذشت؟ ما تشریف آوردیم خدمتتون تهران بعد رفتیم شمال! از قضا سر راه شمال به این موج سبزی که بود کلی حال کردیم!
راستی من به این نتیجه رسیدم که تهرانیا در تفسیر کلمه ی غبار یکمی دچار مشکلات اساسی هستن. ما رفتیم تهران بعد مهرناز –بله همین مهرناز خودمون. بله خانوم. خود خود شما بودی. پشت سریت نه! خودت! – بهم گفت آبجی اومدی تهران گرد و خاک شد. بعد من یه نگاهی به آسمون انداختم دیدم آسمون آبی، هوا آفتابی، صلح، صفا، صمیمیت... . گفتم ها؟ مگه الان گرد و خاکه!؟ گفتن آره. بعد من این جوری شدم: (تعجب) بعد یادم اومد که ما تو اهواز هوامون همیشه همین رنگیه (همر) منتهی وقتی هوا قرمز یا قهوه ای میشه میگیم گرد و خاکه. در جواب یک تهرانیه دیگه به من گفت خاکهای اینجا سفیدن!!!! به حق چیزای نشنیده (نیشخند)!
اااا راستی بچه ها منو دعوت کرده بودن یه بازی. کسی نمونده دعوت کنم پس فقط بازی می کنم (نیشخند)
مدرسه – بدبختی – امتحان – صفر – ریاضی – گوسفند – بز- سوم دو – کلاس بندی- سوسکی – مسافرت- تهران – گرد و خاک-موبایل – ماشین حساب – فیزیک - مزخرف – فولیش- ایمپولایت – نفی3 – پنگول – الکس رایدر – کوری (کتاب) – علافی – نت – چت- درن شان فنز – انجمن – ترجمه – توایلایت – ادوارد – بلا – چارلی – لاست – بنجامین – جک- پدرخونده – نیما- نادر – مخی (به فتح میم بخوانید) – نادیا - 99 – 21 – تولد – نی نی – رهام – شمال – جنگل – قارچ – کپک – وبلاگ – آپ – آنتی امایی – کریستن استورات – نیومون – ماهنامه – تایپیدن – خستگی – بی خوابی – مدرسه!!!!
بهههله! بنده به بن بست برخورد کردم و به کلمه ی اول رسیدم (نیشخند)
خبببببب. بعد از این همه اراجیف به بحث اصلی می پردازیم. (زرشک! فکر کردی به این راحتیا می ذارم بری؟)
من امروز سر کلاس زیست نشسته بودم که یه دفعه تلفن زنگ زد. گفتم الو کیسته؟ گفتش که من وجدان همیشه بیدار آنتی امایی تو هستم! گفتم چه مرگته؟ نه یعنی چی شده عزیزم؟ گفتش که شما امروز نگرش علمی رو سر کلاس خوندین...فکر نمی کنی این یه موضوع مناسب واسه آپیدن باشه؟ (این تیکه های آخر صداش اکو داره ها!!!) بعد منم گفتم: آپ؟ مگه من وبلاگ دارم؟ هاااا راستی! آره! مرسی که زنگ زدی. دیگه زیاد مزاحم نشو!
این شد که من اینجا در خدمتتون هستم و حالا هم رو که نیست سنگ پای قزوینه! دیگه کنگر خوردم لنگر انداختم. هر چی می نویسم بازم حرفم میاد. خاصیت دختر بودنه دیگه. پسرا رو اگه ول کنی یا میرن فوتبال بازی می کنن یا میرن سراغ گیم. دخترها رو اگه ول کنی یا حرف می زنن یا میرن خرید. (نیشخند) همینه که میانگین وزن دخترا از وزن یه پسر کم تره (قهقهه)
هوممم راستی من 5 روز اینترنتم قطع بوداااا. به قول کلاه قرمزی من یه شب می خواستم مسواک بزنم (آپ کنم) اینا نداشتن!!! اینا همش کار گروه فشاره انفجاره چیه. کار همونه. چی؟ فکر کردی منظورم واسه روز قدسه؟ نخیییررمم! فقط و فقط به خاطر این بود که نذارن من آپ کنم! فقط بخاطر دور کردن شما ایرونیا از حقایق بود. دیگه اینا وارد کار من نمیشه. میسپرم اینا رو دست یکی تا بررسی سیاسی-تخیلی کنه!!!
هوممم....راستی! سوغاتیام کوشون؟ نظر بی سوغاتی ممنوع! نه که حالا نظر ندینا! ولی سوغاتی بیارین!!!(قهقهه)
خب دیگه. من سعی می کنم زیاد زر نزنم پس در اینجا به بررسی علمی آنتی امایی می پردازیم. البته من از برهان خلف برای اثبات مسئله استفاده کردم.
1. تعریف مسئله: سوال بارزی که وجود داره اینه که ما چرا آنتی امایی هستیم و به چه دلیل دائما در حال کوبیدن اما هستیم؟ آیا ما با اما پدرکشتگی داریم؟ آیا ما از اما متنفریم؟ چرا؟ چرا به ضد او حرف می زنیم؟ چرا به اعتقاد خود 4چنگولی چسبیدیم و بیخیال بشو هم نیستیم؟ آیا دلمون درد می کنه؟ پاسخ این مسائل که الان براتون بازشون کردم در ادامه داده میشه.
2. جمع آوری اطلاعات: در این مرحله برای پیدا کردن پاسخ سوالهای بالا به دنبال کتب و مجلات و سایت های مختلف رجوع کردم. چه بهتر که شما رو هم از نتیجه ی اطلاعات باخبر کنم. بر اساس تحقیقات من اما واتسون گروه های آنتی امایی در کل جهان داره که فعال ترین گروه ها اهل ایران و فرانسه هستن!
3. فرضیه سازی: ما فرض می کنیم که اما یه دختر خیلی خوشگل و زیباست که خیلی نجیب و باحیاست و خیلی انسان دوست و خاکیه. اما روی همه ی ملکه های زیبایی رو از قشنگی و خوش ادایی و نجابت و هنر کم کرده. اما فرشته ای الهیه که از آسمون زرتی افتاده تو لندن. و در آخر اما به هیچ وجه عقده ای نیست.
4. آزمایش فرضیه: من با توجه به چندتا عکس فرضیه ی خودم رو آزمایش می کنم.
آیا اما خیلی نجیب و باحیاست؟ پاسخ: خیر. اگه اما نجیب بود که لباسی نمی پوشید که وقتی باد بخوره بهش نور علی نور بشه! تازه با خجالت هم هی لباسش رو باز و بسته کنه!!!
آیا اما عقده ایه؟ پاسخ: بله. آخه آدم اگه عقده ای نبود که خودشو شبیه کلاغ در نمیورد!!!
آیا اما ملکه ی زیباییه؟ پاسخ: خیر. آخه کدوم ملکه ی زیبایی انقدر بد اداست!
آیا اما عاقله؟ پاسخ: خیر. آخه اگه عاقل بود وقتی میدید دوربین های من و مهرناز دارن ازش عکس میگیرن قیافشو اینجورکی نمی کرد که!
6. تفسیر یافته ها، نتیجه گیری و نظریه سازی: با توجه به مطالب بالا پیشنهاد میشه به پیشینه ی این تحقیقات سری بزنید و خودتون نتیجه بگیرین.
فرضیه اثبات شده!!!!
7. انتشار گزارش: راه برای انتشار گزارش از این قشنگ تر و گوگولی مگولی تر؟ وبلاگ از اینجا پربازدیدتر؟ نویسنده از این خفن تر؟ الان من به طور علمی ثابت کردم اما یه موچودیه که ما آنتیش هستیم! تازشم چون من وبلاگم بازدیدش چسبیده به سقف – خب انواع سقف داریم! – واسه همین الان نصف و نصفیه دنیا از این مسئله با خبرن. حالا اگه این کم بود به شکل کتاب، فلش کارت، ویدئو، بازی کامپیوتری و ... هم براتون آماده ش می کنم.
اگه کسی اشکال درسی داشت مطرح کنه با علما مشورت می کنیم حلش می کنیم.
راستی میسی از سوکسی - اهم ببخشید- سوسکی جون خودم که اپ قبلی رو زد!!
هی میگی اپ اپ اپ! اینم اپ! حالا مثلا چه فرقی کرد من این همه اراجیف نوشتم اینجا؟ نه خداییش فرقی کرد؟ نه راستشو بگو!
و در آخر : باز آمد! بوی گند مدرسه!
به امید سالی پربار از نمرات درخشان و دبیرهای طلایی و امثالهم!!
موفق بباشید!
قربونم بری
بابای!
پ.ن: اگه باز عکسی فی فی (!!!) بود بگین واستون اپلودش کنم.
پ.ن2: به نظرتون دنیل چرا انقدر از دیدن بارون خوشحال شده؟:
جواب: خب آدم وقتی یه روز کامل اما رو جلو چشمش ببینه با دیدن روپرت هم خوشحال میشه چه برسه به بارون!!
(آرین: آخیی! عزیزم! قربون اون خنده هات برم! دندون نیش سمت چپشو نگاه کن چقدر تیزه! ماشالله! فدات شم دن جونم!!! کتشو ببین! صورتیه! معلومه اونم اما رو دوست نداره! دورت بگردم دنیه خودممم!!)
پ.ن۳: نخود نخود هر که رود خانه ی خود!
به نظر شما من کی می تونم باشم ؟! ![]()
یکم فکر کن !
خب چون می دونم نمی تونی حدس بزنی خودم میگم ! ![]()
چو که نیستم !
یکی از دوستای صمیمیشم !
سوسکی ام ! ![]()
![]()
![]()
حال شما خوبه !؟
خوش میگذره؟!
من که تازه از مسافرت برگشتم ! ![]()
شما چطور ؟! نمی خواین جایی برین ؟! ![]()
خب شما نخواین اما چو می خواد بره مسافرت ! ![]()
فردا میرن !
ناراحت شدی ؟!
میدونم ! ![]()
شما هم دلتون واسه چو مثل من تنگ میشه آره !؟
میدونم آره ![]()
اومدم خبر بدم که اگه چو چند وقتی پیداش نشد نگران نشین !
ما همگی منتظر بازگشت تو هستیم چو ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امیدوارم بهت خیلی خیلی خیلی خوش بگذره ! ![]()
![]()
خب دیگه خبر رو اعلام کردم ! ![]()
تا بازگشت چو معلوم نیست چقدر تلفات بدیم ![]()
خب دیگه .... کاری باری ؟! ![]()
ندارین ؟!
پس بابای ![]()
![]()
![]()
پ.ن: خود چو به من گفت که توی وبلاگش یه پست بزنم و بهتون بگم که داره میره مسافرت ! ![]()
خوبین؟ چه خبرا؟
چند وقتی می شد به مدل قدیمی خودم احوال پرسی نکرده بودم.
خب امروز یه اپ ویژه داریم. ویژه ی ویژه.
نخیرم! هیچ ربطی به اما نداره! اما می تونه بیاد به مدل لردلاسی از غم و اندوه من فیض ببره!
من الان عزادار چند تا چیزم: اولیش و مهمترینش آبجی مهرنازمه که داره می ره و تا کلی دیگه نمی بینمش. بعدیش اینه که 360 بسته شده و بعدیش هم اینه که من ماه دیگه نت کم می تونم بیام و آخریش هم اینه که حوصله م سر رفته! واقعا" تا حالاش تابستونه باحالی نبوده!
تصمیم دارم در این اپ به تاریخچه ای از وب مهرناز بپردازم. بخشهای رنگی صحبتهای مهرناز هستن که من تفسیرشون می کنم. البته این بخش رو به ادامه ی مطلب می فرستیم که هیجان زده بشین واسه خوندنش!
یکمی آنتی امایی بازی در میاریم که آبجیمون با دل شاد بره:
اما: اون دوربینه اونجا مال کیه؟ نکنه دوربین چوچانگ و مهرنازه؟ وایییییی!!
http://cdn.sheknows.com/celebrityphotos//2009/06/emma-watson-set-of-harry-potter-and-the-deathly-hallows-june-091-627x1024.jpg
یه لینک جالب هم میدم که یه اسلایدشو راجع به بزرگ شدن ستاره های هری پاتره:
http://www.herald-dispatch.com/entertainment/x1227380921/Gallery-Harry-Potter-characters-throughout-the-yearsحسش نیست بیشتر بنویسم.
قربون همگی
بابای
پ.ن: با فایرفاکس اومدم بلاگفا نمی تونم عکس و لینک بزارم. شرمنده ی همتون. بعدا" میام ویرایشش می کنم. ولی فعلا" بلاگفا با اکسپلورر باز نمی شه واسم.
ادامه مطلب
چطوری؟ خوبی ؟ خوش می گذره؟
چی کار می کنی با کارنامه ی خوشکلت!؟
چیکار می کنی با کنکور؟
با وضع جامعه؟ با بدبختیا...آخی بمیرم برات مادر...چقدر دل مشغولی داری...
هیچکی ندونه من که می دونم اگه کنکورتو بد بدی به خاطر انتخابات بوده..
.همه ش تقصیره رئیس جمهوره...بیچاره گناهی نداره ها! می خواد اون هاله ی نورشو رو به مملکت بتابونه...ولی یکی نیست بش بگه کسی تحمل این همه روشنایی نداره!!!
در این میان تصمیم گرفتم که به اما یه نامه بدم:
اما جان، فدام بشی، سلام!![]()
امیدوارم هرجای ایران که هستی خوب و خوش و سلامت باشی. ولی خب چه کنم که هیچ جای ایران نیستی
می دونم که تو هم با اون عقل ناقصت از مشکلات کشور ما باخبر شدی، کیه که ندونه!
بگذریم...زیاد خوشحال نشو که چرا بهت نامه دادم...گفتم یه نامه ای بنویسم محض طلب کمک! محموت جونو که همه میشناسن...از اونجایی که تو کالیفورینا( که توش اسپانیایی حرف می زنن) مردم محموت رو میشناسن احتمال دادم تو هم بشناسی...خلاصه! این آقا محموت ما یه آدم گلیه عینهو خودت!(مدارکش هم موجوده!
)انقدر گله...تازه دلت بسوزه اون نور هم ازش ساطع میشه!
من و گروه آنتی امایی (شعبه ی ایران!) به این فکر افتادیم که یه قراردادی با تو ببندیم
اگه تو بیای دست این محموت ما رو بگیری و با خودت ببری لندن نقش گریگوری گویل رو هم بهش بدی بازی کنه ما به مدت دو ماه دست از سر کچل تو بر میداریم
دیگه تصمیم با خودته...بین خوش بختی تا آخر عمر در کنار همسری طناز (!!!) و مسخره شدن تا آخر عمر توسط دخترانی طناز (!!!) یکی رو انتخاب کن![]()
دقت کن که از قدیم گفتن چی؟ کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز!!!![]()
انا لله و انا علیه راجعون
گودبای![]()
دیگه زیادی بامزه شدم! ![]()
بریم سر کار همیشگیمون!![]()
این شما و این هم اما!!!!!!!!!!![]()
اااا نه! قرار بود یه چیزی بگم...حیف شد دیگه...الان حسش نمیاد توضیح بدم...قرار بود بگم که من چرا دیگه هری پاتر دوست ندارم به اضافه ی اینکه بگم چرا توایلایت دوست دارم و یکم تبلیغ توایلایت رو بکنم
حالا باشه بعد![]()
شبیه صورتک موکن شدی
باشه بابا...نکش خودتو...بیا... اینم عکسهای اما
:
رولینگ: من خیلی خوشحالم که این جایزه رو به من دادین...
اما: به ویژه که جاییزه رو از دست من گرفتی!!!![]()
قیافه رو ![]()
یکی دو دور دیگه هم تاب میدادی شالگردنو دور گردنت! این جوری بری بیرون سردت میشه ها![]()
چه غلطی کردی که این شکلی شدی؟به نظر میاد یه گندی زدی
(یکی از طرفدارهای اما به شوخی روی گردن اما نوشته : Be Emma! )
اما با لحن پسرخاله: نون بیگیرمممم!؟
این از کشفیات خودمه که در حین آپ کردن متوجهش شدم ![]()
اما جان!! تیک عصبی داری!؟؟!![]()
الان مثلا" تو شبیه راهبه ها شدی!؟ اوا ببخشید...فکر کردم از دیوونه خونه که داشتی فرار می کردی این عکسو ازت گرفتن...آخه دیدم دستبندتم هنوز دستته...![]()
زبونشو![]()
چه ذوقی کرده بچه![]()
من و آرین با دیدن این عکس به این نتیجه رسیدیم که اما از گروه دالتونای کارتون لوک خوش شانس فرار کرده
در ضمن اما جان پیشنهاد میکنم یه چند تا کیف و موبایل و چیز میز دیگه هم بگیری دستت دیگه توپ میشه![]()
اما جون می دونی که...تو شاد باشی ما هم شاد میشیم...از خنده ت ما هم می خندیم
بس که گوگولی میخندی!
و سورپرایز اصلی این اپ برای مهرناز و بقیه ی بچه ها که عکس اما و دوست پـسر جدیدش رو ندیدن
:
اما واتسون قشنگ من قرمز پوشیده( بر وزن عروسک قشنگ من
) بیچاره هرکاری می کنه این پسرا نگاش نمی کنن
آخیییی. چه غم انگیز! اشکم در اومد![]()
![]()
و بالاخره عکسهای جنجالی امروز! این ۲ تا عکس، عکسای جدید اما در لباس خیلی جالبین که در سایت های خارجی به اسم "لباس شجاعانه ی اما واتسون" معروف شده! احتمال میدم طراحی لباس کار خودش باشه!
به ادامه ی اخبار توجه کنید
:
چه تیپی زده
کفشای سیندرلا رو پوشیده
به نظر شما اما چه مشکلی با شال گردن بستن داره!؟![]()
شرمنده
اگه کسی کنجکاوه می تونه عکس رو با دقت نگاه کنه![]()
![]()
اخی....بچم خوابش میاد...ولی لازم نیست واسه خمیازه کشیدن انقدر دماغتو چین بدی عزیزم![]()
پوستر شاهزاده ی دورگه ی هرمیون:

چه گردبند جالبی دارن ایشون![]()
خاله بازی خوش می گذره؟![]()
ببین چه ذوقی می کنه طرفداراشو میبینه![]()
اما: بچه های توی خونه! خاله اما میگه آ آ! این کار بده!
(یه چی تو مایه های عمو قناد!)
اما در حال بوس فرستادن واسه یکی (احتمالا" مذکر
)
وای که تو چقدر خیرخواهی![]()
من هی میگم اینجا بچه داریم گوش نمیده این اما! شما خودتون چشماتون رو ببندین:
نکنه منظورش اینه که منو باید واسه یه نقش توی توایلایت انتخاب میکردین؟![]()
کلاااااغ! پر ![]()
زشته...زشته![]()
صحنه های بد بد بوده تو خیابون احتمالا" آقاشون چشاشو گرفته که چیزی نبینه![]()
ووووووییییییی!!!! اما در حال انجام حرکات دفاع شخصی فکر کنم![]()
خب دیگه...خسته شدم![]()
برین خونه هاتون!
کاری باری؟![]()
بابای![]()
خوبین؟ چه خبرا؟
آخییی. باورت نمی شه اپ کردم؟؟ این منم! خودمما! چوئما! آره دیگه. فقط زیاد حوصله ی حرف زدن - زر زدن - ندارم. یه راست میرم یکم سر به سر اما میزارم. فقط اومدم بگم منتظره یه اپه خوب حوالی ۶-۷ خرداد باشید! اگر هم این مدت اپ نکردم خداییش اوایلش افسرده بودم...بعدش که خوب شدم سرم شلوغ بود...بعد باز افسرده شدم (اینبار طولانی تر بود) بعد دیگه حالا که حالم خوب شد امتحان داشتیم
دست قضا رو میبینی مادر؟ همه می خوان شما ادب بشید...دوری از منو تحمل کنید..خواست خداست فرزندم...گوش جان بسپار (اوهو!)...خب دیگه زیاد صحبت نکنیم بریم که اما منتظره. فقط اینو یادتون باشه که اگه یه روزی اتفاقی واسه وبلاگ من افتاد..اگه یه روزی...
اگه یه روزی وبم هک شد یا اینکه اسمشو نبر اومد تعطیلش کرد
در اون روز...در اون روز من وصیت می کنم
من وصیت می کنم که اما رو به قتل برسونین...چون تعطیلی وب من گردن اونه
عکس های اونه که یه روزی کار دست من میده
وگرنه می دونید که من چه بچه ی خوبیم
(
)
راستی فعلا" در همین حد بدونین که من دیگه هری پاتر دوست ندارم و چسبیدم به Twilight تا بقیشو بعدا" بگم![]()
وایییی یه لنگ هم بگیر اون دستت تو شب دهم ۲ بهت یه نقش میدیم
:
اگه دامن بلنده که بلنده...اگه هم کوتاهه که کوتاهه...این دیگه چه شکلشه؟؟![]()
![]()
اما داره به داداشش سوژه های مناسبو نشون میده : اون دختره رو نگاه کن..برو یا سلام علیکی بکن..نگی داداشه اما هستماا...دختره در میره...همینجوری آروم آروم پیش برو...من اگه می خواستم مثل تو دست رو دست بزارم که الان وضعم این نبود...![]()
اما واتسون و دوست پسر جدید شفیقش:
خجالتم نمی کشه...از خودت خجالت نمی کشی از موی سفید داستین هافمن خجالت بکش...![]()
هنوز 2 ثانیه از جمله ی قبلیم نگذشته...بازم خجالت بکش! موش بدبختو بیخیال شو دیگه! ما اینجا بچه ی کوچیک داریم میاد عکساتو نگاه می کنه...زشته این کارا...![]()
تیریپت منو کشته:
اگه اینو دوست نداری بریم تو فاز بندری
(به عبارتی اما باید برقصه از دنیل نترسه)
اما : آره عزیزم...الان انقدر دور من شلوغه...دارم از شلوغی سرگیجه میگیرم خواهر...الان 4 تا پسر دارن منو دعوت می کنن شام...یکی داره این دستمو می بوسه...اون یکی داره به زور حلقه می زاره اون یکی دستم...اون یکی داره کف کفشامو لیس می زنه...این یکی هم که دیوونم کرد از بس بگه دوست دارم...![]()
خب دیگه...کاری باری؟؟؟
سعی می کنم بیام نظرا رو جواب بدم.![]()
ایشالا امتحاناتونو خوب بدین
(هه هه هه! من که 5م امتحانام تموم میشن
)
قربون همگی!
بابای![]()
![]()
پ.ن: تولد راب جونم 18th may بووووددد!!! تفلدش مبارک! (اهم..رابرت پتینسونو میگم
)
پ.ن2: تولد یاس جونم هم همون روز تولد راب بوووووددد. تفلدش بیشتر مبارک![]()















































